وصف حال

روزهای عجيبی را می‌گذرانم؛ روزهايی پر از تغيير. تغيير که نه، وسوسه‌های دگرگون شدن. با اين همه از هوا و آب و زمين لذت می‌برم و به چيزی شبيه شده‌ام که تا کنون نبوده‌ام: يک پرستوی واقعی. دارم سعی می‌کنم آن‌چه را که بال‌هايم را بسته، بشناسم. تا حدی هم شناخته‌ام و همچنان مشغول کشف هستم. چشمانم بيشتر از قبل، باز هستند و دستانم بيشتر از قبل، رها. پر کشيدن چاره‌ی من است و هنوز نمی‌دانم به کجا. روزهای جديدی در راه است که دوستشان خواهم داشت. پر از خطر و شايد هم خطا.