جشنواره – شبِ پنجم

روزم با يک مکالمه‌ی تلفنیِ ناخوشايند شروع شد. همان‌طور ناخوشايند ادامه پيدا کرد و رسيد به وقتِ فيلم ديدن. اقليما خيلی بد بود. آن‌قدر بد که الان دارم فکر می‌کنم با اين بی‌حوصلگی نوشتن از اين فيلم تلف کردنِ مضاعفِ وقت نيست؟
فرض کنيد موضوعِ نهايتاً ضدِزنِ فيلم را کنار بگذاريم و به اين فکر نکنيم که يک زن چطور می‌تواند آن‌قدر غيرانسانی رفتار کند و هدفش اين‌قدر سطحی باشد که زنی ديگر را روانی کند و بعد بکـُشد برای به دست آوردنِ زندگی با يک مردِ پول‌دار. فرض کنيد همه‌ی سوتی‌های فيلم را ناديده بگيريم؛ همه‌ی بی‌منطقی‌های فيلم‌نامه را. باز فرض کنيد کارگردان، قبل‌تر قدمگاه را نساخته بود—که فيلمِ خوبی بود. با همه‌ی اين فرض‌ها، باز هم می‌شود ايرادِ اساسی گرفت.
فيلم قرار است دايره‌ای باشد يعنی که اولِ فيلم، حادثه‌ای را می‌بينيم و بعد قرار است به عقب برگرديم و ماجرا برايمان روايت شود. در اين فيلم به عقب می‌رويم اما هيچ ماجرايی روايت نمی‌شود، نمی‌شود، نمی‌شود، تا نزديک به ده دقيقه‌ی آخر. صحنه‌هايی که بايد دلهره‌آور باشند و با موسيقیِ شديدی همراهند، خيلی هنر کنند، خنده به لب می‌آورند و واقعاً ماجرايی که می‌تواند در نهايتاً 20 دقيقه روايت شود، تا يک ساعت و نيم کــِش می‌آيد. بعد هم انتخابِ بازيگرانِ اين فيلم، به نظرم، در حدّ باقالی است. هيچ‌کس در جای خودش نيست. شاهرخ فروتنيان را چه به نقشِ وکيلِ بدجنس؟ يا آن يکی وکيل که ديگر شاهکار بود: احمد مهران‌فر—که البته دوستش دارم در تئاتر—هيچ به آن نقش نمی‌آمد. و پدر، وای‌وای، خيلی بد بود. به نظرم پانته‌آ بهرام و بازیِ نسبتاً خوبش هدر رفته در کلِ فيلم.
برای ديدنِ فيلمِ امير قادری، آقای کيميايی، اگر اشتباه نکنم، دست‌هايی شکسته شد و پاهايی لـِه شد! ملت هجومی بردند به سالنِ نمايش که ديدنی بود. از طرف‌دارانِ کيميايی نيستم و ترجيح دادم نباشم آن ميان و شايد اگر می‌خواستم هم نمی‌توانستم.
مرتبط:
ترکـِش در گلو – نوشته‌ی حميدرضا درباره‌ی پاداشِ سکوت.

13 دیدگاه برای «جشنواره – شبِ پنجم»

  1. تلف کردن نیست باور کن…خودت که خوب میدانی چقدر حال و هوای آدم را عوض می کند نوشتن در این وبلاگستان لعنتی!
    اگر اشتباه نکنم پارک وی جیرانی هم قرار بود چیزی شبیه دلهره و ترس را به دلها بیاندازد ما آن جا هم همان لبخند ها بود که گاهی به قهقهه بدل می شد! امروز دیدمش و اصلا راضی نبودم.
    راستی عیبی ندارد. آن هجوم ها و له شدن ها را بگذار به حساب علاقه اهالی فرهنگ به کارهای مستند…این یعنی نیمه پر لیوان. پر از چه؟ نمی دانم!
    پرستو:
    ای بابا. پس پارک وی هم؟ چی ببینم این چند روز باقی مونده؟

  2. سلام پرستو، ببین نمی‌خوام در مورد این فیلم حرفی بزانم چون ندیدمش. ولی دوست من شما یه جوری از “زن” حف میزنی که انگار یک زن نمی‌تونی بدی کنه، بد باشه، آدم بکشه یا نارو بزنه… میدونی این تصوری که از زن داری فرق چندانی با زنی که مرد از دامنش به معراج میرسه نداره. باید قبول کنیم زن هم درست مثل هر موجود زنده‌ای میتونه بد باشه، بدی بکنه، آدم بکشه و …
    باز میگم منظورم این فیلم و داستانش نیست. کلی بود. گاهی به نظر میاد شما زن رو واقعا فرشته میدونید، و من فکر میکنم تا به چشم آدم، انسان معمولی به زن نگاه نکنیم نمی‌تونیم به حق و حقوقی که زیر پا له شده برسیم … همین
    شاد باشی. لیلا
    پرستو:
    سلام لیلا. ممنون از نظری که نوشتی. ولی من نظرم درباره ی فیلم اقلیما بود، نه کلی. تصورم از زن فرشته نیست. زن ها هم بدی می کنن. منکر شدم مگه؟ ولی باید داستان منطقی باشه و زنی که توی قصه هست دلیل داشته باشه برای بدی کردنش. نه این که شیطان وار و فقط از روی احساس بدی کنه. اینه که من رو شاکی می کنه.

  3. raftam filme ghaderi ro bebinam vali ba shahkare tehran anar nadarad robero shodam..moteassefam ke yek shahkare mosallam ro az dast dadi be dalile shologh shodane ounja baraye ye filme zire hadde gel
    پرستو:
    🙂

  4. پرستو جان
    از خواندن گزارشات لذت میبرم. با اینکه خدا میدونه که کی این فیلم ها به دست ما اینجا برسه ولی گزارشهای هرروزات بلاخره آدمو به حال و هوای جشنواره میبره.
    هفته گذشته چند فیلم به دستم رسید دختری در قفس آتش بس و سوغاتی از فرنگ. من و همسرم واقعا شوکه شدیم. بخصوص فیلم آخری که ظاهرا پر فروش هم بوده.
    واقعا جای تاسفه.
    هفته گذشته فیلم little miss sunshine رو دیدم و واقعا لذت بردم بازی های خوب و روان فیلمی ساده و کم هزینه که آدم رو تکون میده.
    از این فیلما میدونم که تو کشور خودمون هم هست ولی متاسفانه خیلی دیر به ما میرسه.
    پرستو:
    ممنونم از لطفتون.
    راستش نمی دونم فیلم خوب و روان داریم یا نه. این سال ها خیلی بد شده به نظرم. سالی یکی دو تا، نهایت سه تا فیلم قابلِ دیدن تولید می شه. اوضاع خوب نیست چندان.
    خوب باشین،

  5. ‍پرستو جان حیف وقت نیست پای این سینمای فکسنی حروم می کنی من تو همین چند روز حدود 20 تا از بهترین فیلم های دنیا رو دیدم نه اتلافی وقتی نه صهی نه چیزی
    ..راستی بازی یاری تو اقلیما چطور بود؟
    پرستو:
    بار اولمه این قدر وقت می ذارم برای به قول تو این سینمای فکسنی.
    بازی یاری بد نبود. اما به نظرم زوج مناسبی نبودن با پانته آ بهرام. هر دو تاشون سرد بازی می کنن. رابطه شون درنیومده بود.

  6. salam
    mishe begii mozooe in fimle amir ghader ke rajebe kimiai sakhte chie?
    man az tarafdaraye parppaghorse filmhaye kimiiai hastam.
    پرستو:
    سلام.
    اگه فیلم رو دیده بودم می نوشتم. ملت حمله کردن به سالن، نتونستم برم تو.. جا نداشت دیگه. برای همین خبر ندارم اصلاً چی بوده و چه جوری از آب در اومده.

  7. فکر کنم شما برای ارزش گذاری روی یک فیلم اول میبینید شخصیت زن فیلم چطوره… اگه فرشته بو می شه شاهکار اگه هم نبود که بد به حالش.
    ولی واقعا، انگیزه زنه هم رسیدن به مرد ثروتمند بوده. نمی خواین بگین که زنا پول دوست ندارن.D:
    پرستو:
    نه این جوری نیست که شما می گین.
    و اگه واقعاً شخصیت زنه اون جوری بوده، باید که خوب پرداخت می کرد. چی از اون زن نشون داد؟

  8. نمیدونم فیلم قدمگاه حیف شد که این کارگردان ساخت ، یا کارگردان حیف شد که این فیلم رو ساخت.

    حیف مهرانفر نبود ؟؟؟
    خود پانته آ بهرام مگه تو تاتر بده ؟؟
    اصلا چرا این فیلم رو ساختن؟؟؟؟؟

  9. کیمیایی رو چه اونهایی که طرفدارش هستند و چه نیستند
    کنجکاو دیدن فیلم هاشن ..اینش برام همیشه جالب بوده
    طرفدار کیمیایی ام چون مثل هیچکس نیست فیلم هاش مدل کیمیاییه ..
    حالا فیلم مستند زندگیش که خیلی خیلی کنجکاو دیدنش
    هستم..حتمن خودت هم کنجکاو هستی

  10. سلام خوبی ؟ ببین یه چیزی اونم اینکه سینمای ما فعلا تعطیل حداقل واسه نسل جوونمون که اینه من به هر کدوم از دوستام می گم بریم سینما فیلم ببینیم یه نگاه عاقل اندر … می کنن منم بی خیال میشم در ضمن توصیه من به خودت اینکه برو فیلم AMERICAN PIE رو از 1 تا 4 بگیر ببین کلی روحیه ات عوض میشه بهترینها رو برات می خوام . خیلی خوب باشی
    پرستو:
    ممنون از پیشنهاد فیلم.

  11. چرا فکر می کنی یه زن نمی تونه هدفش سطحی باشه و بزنه یکی دیگه رو روانی کنه و … اصلا کی گفته یه زن نمی تونه هدفش سطحی باشه و حتی سطحی تر و پست تر از این ؟ واقعا فکر می کنی همهء زنا انسانی برخورد می کنن ؟ روزنامه نمی خونی ؟ دور و برت رو نمی بینی مگه ؟ حالا این که یک فیلمساز بیاد از یکی از این موضوعا که این همه تو دنیا و تو ایران اتفاق میفته فیلم بسازه _ کاری به فیلمش ندارم . موضوشو می گم _ میشه ضد زن ؟ اصلا کی گفته این چیزا یعنی ضد زن ؟
    پرستو:
    ممنون.
    نمی دونم چقدر لازمه این توضیح رو بدم: درباره فیلم نوشته ام و این که داستان شخصیتی برای زن تعریف نمی کند. فقط یک خوی شیطانی وارد کرده به داستان. به نظرم ضدزن است این که نشان دهیم بدون علت و یکباره زنی این قدر بدی می کند و صرفِ زن بودن را کافی بدانیم برای این بدی کردن.
    این نظر منه و ممکنه اصلاً قبولش نداشته باشین.

  12. سلام!
    من دیروز این فیلم موسیو قادری و دیدم. چون داشتم قاچاقی فیلم می دیدم زیاد قدرت انتخاب نداشت جز اینکه هی از این سالن در بیام و بخزم توی سالن بعدی.
    این آخرین فیلمی بود که دیدم و خب راستشو بخوای فیلم نبود. پروفایل اورکات موسیو قادری بود! حالا همه ما می دونیم که موسیو قادری چه انسان با کمالاتیه!! چه موزیکایی دوس داره و چه حقه هوشمندانه ای(!!!) زده واسه اینکه توجه کیمیایی و جلب کنه.
    جابجا هم میشد کیمیایی بیچاره رو دید که مثلا وقتی موسیو قادری در جملاتش میکه 3 سووت یا تیریپ. می خنده و کله ای تکون می ده که ای بابا تو زموون قیصر کجا بودی برادر من؟؟
    طرفدار کیمیایی نیستم، راستش من طرفدار هیچکی نیستم. اما شاید بهتر بود اسم فیلم رو هم می داشتن : آقای قادری. اینجوری آدم حداقل تکلیفشو می دونست.
    خب. خدافظ.
    پرستو:
    عجب! پس چیزی از دست ندادم. قادری رو که می دیدم همون ورا. خوب باشی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *