جشنواره – شبِ هفتم

به نظرم پارک‌وی خوب نبود و نمی‌دانم چرا صحنه‌هايی که بايد دلهره‌آور می‌بود، ملت را به خنده می‌انداخت و نمی‌دانم چرا صحنه‌ای که پسرِ روانی در فيلم با تبر در را داغون می‌کند و سرش را بيرون می‌آورد از لای در دلم برای کوبريک و فيلمِ shining سوخت و وقتی که در بعضی صحنه‌های حساس به جای موسيقیِ فيلم، اُپرا پخش می‌شود دلم برای وودی آلن و صحنه‌های مربوط به قتل در match point جزغاله شد و…
موضوع البته می‌توانست طورِ ديگری روايت شود؛ با فيلم‌نامه‌ای بهتر. و به قولِ مرضيه شايد اگر از روی داستانی واقعی، از آن‌هايی که در صفحه‌های حوادث می‌خوانيم، نوشته می‌شد، بهتر می‌بود.
و ادعای فريدونِ جيرانیِ کارگردان اين است که پارک‌وی شروعی است برای راه افتادنِ سينمای وحشت در ايران.
مرتبط:
اعمالِ خشونت بر زنان – نوشته‌ی شيرين احمدنيا درباره‌ی پارک‌وی.
نظر خسرو نقيبی.
خشونتِ خام – نوشته‌ی فهيمه خضرحيدری.
عامه پسندانه.

8 دیدگاه برای «جشنواره – شبِ هفتم»

  1. ما (جمعی از کله‌گنده‌های جنبش مردان) بر آن شده‌ایم که در جهت تلاش برای تغییر قوانین ناعادلانه و مردستیز در ایران حرکتی هدف‌مند (ظاهرا به این‌جور چیزها می‌گویند کمپین!) را در دستور کار خود قرار دهیم. مخلص کلام اینکه جان عمه‌تان کمک کنید ما “صدمیلیارد” امضا جمع کنیم تا آبرویمان نرفته!

  2. ازفريدون جيراني بيشتر ازاين نمي‌شه انتظار داشت .همين حالت خنده به جاي ترس را درفيلم سالاد فصل هم داره …متاسفانه روانكاوي آدماش همه‌اش توي سطح است …

  3. filme ba,di kare sajjadi ro nadidi ke bedoni komedie nakhaste yani che ..be har hal injor film ha behtar az ine ke adam faghat hers bekhore va nadone ke bayad be ki panah bebare..man ke shakhsan montazere ghesmate dovvome filme jeirani hastam

  4. وقتي كه ديگر نبود / من به بودنش نيازمند شدم. / وقتي كه ديگر رفت / من به انتظار آمدنش نشستم. / وقتي كه ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد / من او را دوست داشتم. / وقتي كه او تمام كرد من شروع كردم. / وقتي كه او تمام شد / من آغاز شدم. / و چه سخت است. / تنها متولد شدن / مثل تنها زندگي كردن است، / مثل تنها مردن است. (دكتر علي شريعتي)

  5. شاید علتش اینه که ما تو کشورمون موضوعی برای ترسیدن نداریم که بخوایم از فیلم ترسناکش بترسیم.
    نمی‌دونم چرا خیلی از فیلمسازها تو چند سال اخیر رفتن سراغ این ژانر.

  6. من هم به شدت یاد shining بودم در آن آن صحنه شکستن در…مطمئنم که جیرانی هم بود هنگام ساختن فیلم…خوب تفاوت کارگردان ها در درآوردن همین صحنه های مشابه است دیگر!
    چه می شود ژانری که شروعش با پارک وی باشد…فکر کن!
    هنوز حرصم می گیرد وقتی یاد شخصیت پلیس و همکارش می افتم و آن جمله مربوط به حمایت نامحسوس!

  7. جیرانی واقعا یه همچین مزخرفی گفته؟! بعد از شهرام شعرباف چشممون به این فری روشن! بابا سه هزار سال ‏پیش از اینها مرحوم ساموئل خاچیکیان به قولی در سینمای دلهره و وحشت به سبک ایرانی، برای خودش یلی بود! ‏اون موقعها که احتمالا جیرانی هنوز کچل نشده بود! این هم از اون کارهای جالبه که برای توجیه تولید مزخرف ‏در میهن اسلامی انجام می‌شه. من می‌گم چطوره آلفرد هیچکاک رو با سه‌تار و تنبک تلفیق کنیم و شروعی باشیم ‏بر سینمای وحشت به سبک راک سنتی!‏

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *