درباره‌ی «لایحه‌ی خانواده»

۱.
خواسته‌ی زنان ایرانی، یعنی بخش مهمی از خواسته‌هایی که تا به حال اعلام کرده‌اند، تغییرِ قانون‌های ضد زن کشور است: آن‌هایی‌شان که پشتوانه‌ی نابرابری‌های جنسیتی‌اند و بسیار عقب‌افتاده‌تر از واقعیت‌های زندگی روزمره‌ی تعداد قابل توجهی از زنان. این خواسته شفاف و با صدای بلند و با شرحِ جزئیات چندین بار به گوشِ آن‌هایی که باید رسیده است. بیست‌ودوم خردادماه ۸۴ را که دیگر خاطرتان هست…
۲.
بخشی از قوانین مدنی، که مربوط به «خانواده» است، دارد با لایحه‌ای که این روزها در مجلس مطرح است تغییر می‌کند. این تغییر اما همان تغییری نیست که نابرابری را حذف کند یا کم کند. تغییر گویا برای پررنگ‌تر کردنِ فاصله‌ی طبقاتی زن و مرد در خانواده است. علت‌اش؟ چه بگویم..
۳.
ازدواج نکرده‌ام و بعید است که بخواهم خانواده‌ای تشکیل دهم. اگر نه علتِ اصلی، اما یکی از دلایل مهم‌ام برای این تصمیم وارد نشدن به قراردادی است که از اساس ناعادلانه است.. از اساس حرفِ زور است. زیرِ بارِ حرفِ زور نمی‌روم و برای بهتر شدنِ شرایطِ این قرارداد تلاش می‌کنم.
۴.
آیا می‌شود جلوی بدتر شدنِ اوضاع (تصویبِ لایحه‌ی جدید) را گرفت؟ به گمان‌ام با اعتراض می‌شود. این‌جا می‌توانید اصلِ لایحه را بخوانید. این‌جا بروشوری را که برای اطلاع‌رسانی تهیه شده ببینید و می‌توانید که به دیگران هم نشان‌اش دهید. این هم وبلاگِ معترضان به لایحه است. خواسته‌اند که همه‌ی ما به ائتلاف‌شان بپیوندیم.
۵.
صنم، بیشتر از این چه می‌شود گفت؟ به قاعده‌ی بازی‌های وبلاگی، دعوت می‌کنم از… همه.

6 دیدگاه برای «درباره‌ی «لایحه‌ی خانواده»»

  1. زير كدام حرف زور نمي روي؟ طبيعت خويش را انكار مي‌كني كه چه؟ براي ساختن كدامين دنيا اين چنين بي‌تابي مي‌كني؟ بز كوهي بعد از اينكه سير مي شود از صخره ها بالا مي رود آن هم به خاطر بلند پروازي اما هميشه زماني شكار مي شود كه در زمين مسطح براي خود مي چرخد. مثال نزدم كه توهين كرده باشم اما تو هم زياد بلندپروازي مي كني و مطمئن باش بدتر از همزادان خود زير حرف زور خواهي رفت آنكه بسيار مي دود و زمين مي خورد ديگر ناي بلند شدن نخواهد داشت كمتر بدو تا اگر زمين خوردي باز هم بتواني بلند شوي و بدوي با همه اين حرف ها تو خوب و متفاوت هستي حرف هايم را به تلخي نخوان موفق باشي خانمي

  2. سلام
    حق با شماست اين لايحه كه مجلس در حال تصويب آن است يك لايحه جنسيتي مطلق است و بيشتر روشنفكران مملكت باآن مخالفند – زن و مرد نفاوتشان در توانمنديهاي آنان است نه جنسيت – اين يك باور است كه متاسفانه خودخواهيهاي مردانه در قالب دين مانع از توجه به ان مي گردد – نمي شود گفت كه مرد و زن مطلقا با يكديگر يكسانند اين يعني عدم پذيرش نوع خلقت ولي تفاوت نوعي آنها مانع از كتمان نقش انساني – حقوق انساني و يا حتي اعمال قوانين تبعيضي نمي شود-
    جان لارك اعتقاد به پداخت هزينه براي رسيدن به دمكراسي دارد – براي رسيدن به قوانين غير جنسيتي – قوميتي – ديني و .. بايد هزينه كرد و جامعه با رفتارهايي اعتراض آميزي كه در آن با اطلاع رساني شروع كرده در حال طي كردن مسير درست نيل به دمكراسي است.
    در ضمن از كامنتي كه در ابتداي اين پست شما گذاشته شده سر در نمي آورم ظاهرا نويسنده داراي توهم است.
    از خداوند براي شما و تمام زنان كشورم آرزوي موفقيت وسر افرازي دارم

  3. ««اگر نه علتِ اصلی، اما یکی از دلایل مهم‌ام برای این تصمیم وارد نشدن به قراردادی است که از اساس ناعادلانه است..»»
    یعنی نمی شه بر مبنای یک قرارداد عادلانه (حق طلاق و …) که خودت نوشته باشی شرایط ازدواج رو تعیین کنی؟ مگه نمی شه هر شرطی گذاشت؟ حالا که تغییر قانون سخته، نمی شه خودمون بین خودمون قانون درست کنیم؟
    پرستو:
    شروط ضمن عقد وضع را کمی بهتر می‌کنند اما نابرابری هنوز سر جای خودش است. نمونه‌ای که الان به ذهن‌ام می‌رسد و روشن است: مرد می‌تواند به علت «تمکین» نکردنِ زن و اعلامِ «نشوز» او را طلاق دهد. زن در شرایطِ مشابه و به شرطِ آن‌که حق‌ طلاق را–در واقع وکالت از سوی مرد برای درخواست طلاق، مندرج در بخشِ شروطِ ضمنِ عقد–داشته باشد، به دادگاه شکایت می‌کند و طلاق می‌خواهد. چون «تمکین» کردن از وظایفِ مرد نیست، درخواست‌اش رد می‌شود. این یک نمونه از خروار است…

  4. چه ساده بازمان داشته اند از حرکت این بار!
    زمانی می خواستیم ایرانمان را آباد کنیم. به جای قانونهای خاک خورده و بی رحم، به اصولی معتقد باشیم که انسان را شریف می داند نه موجودی حقیر در قالب زنی و مردی.
    آن روزها تمام تلاشمان برای برداشتن قدمی به جلو بود. حالا ایستاده ایم یک جا.پشتمان را به هم تکیه داده ایم محکم، باشد که به عقب هلمان ندهد هیولای شهوانی قانون.

  5. mage to gharare zane hamichin pesari beshi?مرد می‌تواند به علت «تمکین» نکردنِ زن و اعلامِ «نشوز» او را طلاق دهد
    na, age roozi adami peida beshe ke asheghesh bashi wa onam asheghe to bashe bet ghol midam mese bargh in harfat yadet mre wa zanesh mishi wa az vojodesh lezzat mibari wa motevajeh mishi ke ye hamrahe khoob , ye hamsare khoob, che nematie wa che lezzzzzzatie.

  6. پرستو جان اول از همه اینکه خوشحالم تونستم بعد از قرنی وبلاگت را ببینم….خسته نباشی از کازها و درس ها
    بعد هم این روزها آنقدر این لایحه را بالا و پایین کرده ام در ذهنم که آشوب شده….انگار فقط دهانشان را باز می کنند و چشم ها را می بندند و خلاص!!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *