حسن حبیبی

دست‌کم پنج سال است که این آرزو را دارم که البته هیچ تلاشی هم برای برآورده کردن‌اش نکرده‌ام: دل‌ام می‌خواهد با حسن حبیبی گفت‌وگوی مفصلی بکنم. خودِ اصلِ تاریخِ شفاهی است. کاش کسی این کار را کرده باشد یا بکند لطفاً. این روزها که بیماری‌اش جدی است، می‌ترسم موضوع‌هایی بی‌سند بمانند.
بی‌ربط:
جز اعلامِ نگرانی برای عشا، کارِ دیگری می‌شود کرد؟

4 دیدگاه برای «حسن حبیبی»

  1. پس خودت چیکاره ای؟
    برو دیگه!
    پرستو:
    چه كاره ام؟ بيكارم. البته كاش كه نبودم.
    به هر حال براي بعضي سوژه ها مثل اين لازمه كه مديران رسانه مايه بذارن تا هم گفت و گو انجام بشه و هم چاپ بشه.

  2. وقتی موفق شدی ازش بپرس در زمان معاونت چه حالی بهش دست میداد هروقت دسته دسته به دار آویخته می شدند اما او وخانمش از موقعیت استفاده می کردند و به ثروتشون اضافه می کردند.

  3. کمک میخواهم جهت نوشتن دادخواست طلاق توافقی توسط یک وکیل،(مهریه در قبال حضانت دخترم)، باتشکرفراوان.
    پرستو:
    براتون اي ميل فرستادم.

  4. That may sound crazy, but I wanted to write a comment for your “Friendship” Post . I couldn’t find a place to do that, so I write my comment here:
    I don’t know this Bahador, yet I feel envy about him. Please if you see him ask him what’s his secret

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *