متابولیک

فکر کنم ۴۵ یا ۵۰ دقیقه از شروعِ نمایش گذشته بود و من هم‌چونان در تلاش بودم برای پیدا کردنِ معنا و مفهومی که آن‌چه را که اجرا می‌شد به هم ربط دهد. و موفق نمی‌شدم. تصمیم گرفتم که «فقط» بیننده و شنونده باشم. و آن ده دقیقه‌ی آخر خوش گذشت. به نظرم متابولیک، نمایشِ تازه‌ی گروهِ بازی (به کارگردانی آتیلا پسیانی)، را باید این‌طوری دید. برای من جزئیاتی از نمایش جذاب بود (مثلاً بازی با سایه‌ی دست‌ها و انداختنِ عکس‌ها روی صحنه) و هیچ کلیت‌ای وجود نداشت. بعدتر از یکی از بازیگرانِ نمایش هم شنیدم که او هم حتی نمی‌داند مفهومِ کلیِ نمایش چیست…
در حاشیه هم این‌که سالنِ چهارسوی تئاتر شهر حالا دیگر صندلیِ شماره‌دار دارد. برای من که اغلب روی سکوها لــِه می‌شدم اتفاق خیلی خوبی است.
پی‌نوشت- فضای نمایش و اجرا و مخصوصاً صدای نمایش من را به شدت یادِ شانت انداخت و نمایش‌های تجربی‌ای که آن‌جا اجرا می‌شود.

1 دیدگاه برای «متابولیک»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *