زندگی

گفتي دريا
گفتم كوه
دل را زدی به دريا
سر گذاشتم به كوه
شانه‌ی تو: جزيره
شانه‌ی من: صخره
از سرِ تو تا شانه‌ی من
از سرِ من تا شانه‌ی تو
انتخاب
دوری
تنهايی.
پی‌نوشت- شعر كه می‌آيد انگار مخدر زده باشی، رگه‌های زندگی را واضح می‌بينی: درشت، برجسته…

4 دیدگاه در “زندگی”

  1. من گفتم آدرس بلاگ پرستو را بده که 3 تا آدرس داد و پی نوشت زد که همه فیلترند. حالا نمی دانم اینجا همان جا است یا یک دیگر از آن دو تا یا هر سه تا همینند! هر چه باشد به خیالمان که همان جاست. حد اقل شبیه کامنت دانی اش هست که! اگر چیزی که خواندم شبیه شعر باشد اینجا هم کامنت دانی اش است. مشکل اینجا است که مخدر که زده باشی شعر را خیلی واضح نمی بینی و همینش قشنگ می شود. سیکل منگی! آنقدر گیج که آدم دنبال شانه می گردد و همین که دنبالش بگردی شعر را گفته ای: دوری. تنهایی…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *