دخترانِ ایران

حالا که دارم این جمله‌ها را می‌نویسم احساساتی نیستم. دو روز از دیدنِ تصویرِ جان دادنِ ندا آقاسلطان، تصویرِ تنِ گلوله‌خورده‌اش، تصویرِ چشمانِ خیره ثابت‌مانده‌اش گذشته است. دیدم بعضی از رسانه‌ها (طبیعتاً رسانه‌های خارجِ ایران. در داخل که دیگر رسانه‌ای نمانده.) نوشته‌اند که کشته شدنِ ندا شده است سمبلِ اتفاق‌هایی که این روزها در ایران می‌افتد؛ شده است نشانه‌ی درگیری‌های جوانان و نیروهای نظامی و شبه‌نظامی. راستش برای من کشته شدنِ ندا و پخش شدنِ تصاویرش سمبلِ حضورِ شجاعانه و خیلی چشم‌گیرِ دخترانِ جوان در اعتراضاتِ اخیر است. نوشتنِ تاریخِ حضورِ زنان در اجتماع با این تصویر و تصاویرِ مشابه هیچ سخت نخواهد بود. نوشتنِ تاریخی که ما، ندا و من و تو و دیگری، داریم می‌سازیم.
مرتبط:
از هدی تا ندا

4 دیدگاه برای «دخترانِ ایران»

  1. البرز سر فراز
    کوهنوردان جسور تو
    مگر کدامین قله را می جویندکه تا غروب راهیان عطر و ترانه و نورند
    و شب هنگام خود ستاره ای بر بامِ مادرِ تن خسته وطن
    : که دختران و پسرانش همه بوی عطر عشق می دهند
    ترانه رهایی می خوانند
    و مشعل دست هایشان
    مرگ دیوی است که دماوند را به بند کشیده است.

  2. فرشتگان از ستاره ای به ستاره ای می آويزند
    تا به تماشايتان بنشينند،
    ای ستارگان کهکشان روئيده در بستر زمين!

  3. شجاعت زنان و دختران ایران. این روزها جدا خیره کننده است. اینکه تا چه اندازه به حقوق خودشان احترام می گذارند و اینکه تا چه اندازه آماده شده اند برایش هزینه بپردازند. البته این بخش پرداخت هزینه ها در وضعیت خشونت بار کنونی خیلی درد ناک است خیلی…

  4. خوب است كه برگشته اي. اما چه وقتي براي خوش آمد گويي! و خوب نوشته اي. اگرچه دنياي حرف هاي جامانده زيادند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *