حریم خصوصی

شقایق، که خارج از ازدواج باردار است، از سوی پدرش تهدید به مرگ می‌شود و از خانه در شهرستانی کوچک فرار می‌کند و به تهران می‌آید. حالا ۱۵ سال از آن ماجرا گذشته و خواهرِ کوچک‌ترِ شقایق، به درخواستِ پدر، دربه‌در دنبالِ خواهرش می‌گردد. در این مسیر از مددکارِ زندان گرفته تا همه‌ی کسانی که زمانی شقایق برایشان کار می‌کرده، و حتی همسایه‌های شقایق به خواهرش کمک می‌کنند. این قصه‌ی فیلمِ عصر جمعه است.
فارغ از فیلم و موضوع‌های اجتماعیِ خوبی که مطرح می‌کند، سؤالی بدجور ذهنم را درگیر کرده: آیا صرفِ داشتنِ روابطِ خانوادگی با شخصی مجوزی است برای این‌که اطلاعاتِ آن شخص را در اختیار بگذاریم؟ آیا—اگر بخواهیم به بدبینانه‌ترین سناریو فکر کنیم—ممکن نبود همکاری با خواهرِ شقایق به قتلِ شقایق (قتلِ ناموسی) منجر شود؟ شاید بشود اطلاعات دادن به خانواده را برای زیر ۱۸ساله‌ها فهمید (که طبق قانونْ پدرْ ولی است)، اما به نظرم می‌آید حفظِ حریمِ خصوصی اشخاص در جامعه آن‌قدر مهم است که این‌جور رفتار کردن با آدم‌های بالغ مجاز نباشد.
به نظرم رسید فیلمنامه‌نویس و کارگردان جورِ دیگری به این موضوع نگاه می‌کنند: انگار که درک‌شان از جامعه قبیله‌ای باشد تشکیل‌شده از آدم‌هایی که باید از سوی قبیله محافظت شوند.

5 دیدگاه برای «حریم خصوصی»

  1. ۱)‌ پاسخ به این سوال بستگی دارد که نگرش فلسفی‌مان به هویت فردی و حدود آن چه باشد. پاسخ‌ای که در (۲) می‌دهم الزاما برای همه قابل قبول نیست، اما آن چیزی است که در حال حاضر به آن باور دارم و به ایده‌های لیبرالی هم نزدیک است.
    ۲) باید مشخص کرد که چه اطلاعات‌ای جزو حریم شخصی‌ی فرد حساب می‌شود و چه اطلاعات‌ای جزو حریم مشترک. آن وقت اگر عضوی از خانواده در مورد اطلاعات خاص‌ای جزو آن حریم مشترک بود، می‌توان اطلاعات را به او داد.
    ۳) مثال اول: اگر من حساب بانکی‌ی مشترک‌ای با کس‌ای (مثلا دوست‌دختر/هم‌سر/…) داشته باشم، آن وقت اطلاعات نقل و انتقال پول از آن حساب به هر دو ربط دارد.
    ۴) مثال دوم: اطلاعات کجا-بودگی‌ی من به شخص‌ای که از لحاظ قانونی هم‌سرم نیست و مثلا در پرداخت هزینه‌ها و بزرگ‌کردن بچه‌ها مشارک‌ای ندارد ربطی‌ ندارد. به نظر این همان موردی است که در این فیلم رخ داده است. پدر شقایق -حتی اگر آدم بدون مشکل‌ای بود- هم دلیل‌ای ندارد که بداند شقایق کجاست.
    ۵)‌ اگر شبهه‌ای وجود دارد که آیا اطلاعات‌ای جزو حریم خصوصی است یا نه، می‌توان این مساله را بدین‌گونه حل کرد: از واسطه‌ای امین تقاضا کرد که نقل و انتقال گفت‌وگو را بر عهده بگیرد. این واسطه می‌تواند از فرد مورد نظر بپرسد که آیا واسطه می‌تواند اطلاعات مربوط به او را به مثلا خانواده‌اش بدهد یا خیر. اگر خود شخص راضی بود، طبیعتا مشکل‌ای وجود ندارد. اگر راضی نبود که هم مساله حل می‌شود.
    ۶)‌ مشکل راه‌حل پیش‌نهادشده در (۵)‌ هزینه‌ی وجود یک واسطه‌ی امین است.

  2. به نکته بسیار خوبی اشاره کردی. نکته ای که بسیاری از سینماگران روشنفکر ما به آن بی توجهند. من حتی اگر بخواهم یک سریال خانوادگی برای ظهر خانمهای خانه دار بنویسم حواسم هست که کسی در آن مجاز به جاسوسی نباشد. حتی جاسوسی یک مادر نگران از اعتیاد پسر چهارده ساله اش را در وسایل اتاق شخصی او در یک فیلم مجاز نمی دانم. همیشه معتقد بوده ام منتقدهای غیر سینمایی به نکاتی اشاره می کنند که خودمان در سینما از آن غافلیم انقدر که درگیر تکنیک شده ایم.
    ممنون.

  3. متاسفانه در ایران زن هیچ وقت شخصیت مستقلی پیدا نمیکنه تا قبل ازدواج با پدر و برادر و مادر معنی پیدا میکنه و بعد از ازدواجهم با همسر و این دیدگاه هیچ وقت عوض نمیشه

  4. منم زیاد به این موضوع “حریم شخصی” فکر می کنم. فکر کنم اولین بار این سؤال برام وقتی پیش اومد که توی فیلم “در پناه تو” دکتر پرونده ی پزشکی شخصیت اول داستان رو داد به دست کسی که نامزدش بود و اونم در یک حرکت جوانمردانه!!! پرونده رو انداخت توی آتیشی که یه پیرمردی سر کوچه شون روشن کرده بود! البته بعدا یک جایی خوندم که پزشکها پیگرد قانونی دارند اگر چنین کاری بکنند، اما سؤال در حالت کلی برای من موند. خیلی سال بعدش من ازدواج کردم و از ایران خارج شدم. اولها هنوز اعتماد به نفس کافی برای زبان نداشتم و ترجیح می دادم جاهایی که مهمتر بود همسرم هم باهام باشه. بعد یک مشکلی پیش اومد و من مجبور شدم چند بار برم دکتر زنان. همه جا دکتر برای حضور همسرم توی اتاق از من رسمااجازه می گرفت. بار اول صریحا بهم گفت که به طور پیش فرض من حق دارم که اصلا همسرم را در جریان دکتر رفتن خودم هم نگذارم. همزمان با این مشکل من، مادرم در ایران مشکلی پیدا کرده بود که نیاز به یک جراحی فوری داشت و پدرم مسافرت بود و هزار دردسر که بدون اجازه ی پدر دکتر حق عمل کردن مادر رو نداشت. من هنوز هم دارم فکر می کنم که کدوم درسته؟ مسلما سیستم ایران هزاران ایراد داره که یکیش یک طرفه بودن این حق دانش هست. اما ایا واقعا این سیستم حدی اینجا هم خوبه؟ مثلا تو ندونی که همسرت سالهاست داروی قوی اعصاب می خوره، آیا این به طور پتانسیل خطرناک نیست برای سلامت روانی تو هم؟ نمی دونم واقعا…
    از موضوع حریم خصوصی بیماران که بگذریم، کاش واقعا کسی پیدا می شد که دقیقا فیلمی با همین موضوعی که شما گفتی می ساخت.

  5. یه بار بانک پاکت نام کاربری و رمز عبورم را داد دست پدرم و او هم کاملا امانتدارانه برایم آوردش ولی از این کار بانک خوشم نیومد. فقط برای کنشگری! زنگ زدم به بانک و بهشون گفتم شما اجازه نداشتید این کار رو بکنید.
    پرستو:
    فکر کنم کار خیلی خوبی کردی، ترانه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *