صنفی – با اندوه

اتفاقی که دیروز در ساختمان روزنامهٔ دولتی ایران افتاد، یعنی از یک طرف تهدید به افشاگری و از طرف دیگر یورشِ تهدیدشدگان، فارغ از همهٔ معناهای سیاسی‌اش، به عریان‌ترین شکلْ رسانه را به شکل میدان جنگ به نمایش گذاشت. تاریخ‌نگاران برای ارجاع دادن به وضعیت سیاهِ مطبوعات مثالی خواهند داشت وحشیانه. و بعضی از روزنامه‌نگارانِ بازداشتی (که از شرکت‌کنندگان در کنفرانس خبری آقای جوانفکر بودند) با مرغ عروسی و عزا قرابتی غمگین دارند. و روزنامهٔ اعتماد که قربانی شد. و قربانیانی که انجمن صنفی ندارند. و صنفی که برای تشکیل انجمنی تازه یا احیای انجمن سابق دیگر نایی ندارد.
مرتبط:
وجدان دردی در حد یک مکث! – احمد توکلی

2 دیدگاه برای «صنفی – با اندوه»

  1. البته «ایران» روزنامه نیست و چماقدار حزب‌اللهی شاغل در اون هم روزنامه‌نگار نیست

  2. selam
    خواستم امروز فقط به خاطر اسمت برات یک پیام بذارم چون اسم پرستو را خیلی دوست دارم به نظر من معانی فلسفی زیادی را در خود می گنجاند
    من پرستوها را و فلسفه زندگی اش را خیلی جالب می بینم. خودم هم خیلی اوقات این اسم را به کار می برم
    امیدوارم همیشه پرستویی بمانی بسوی گرمسیرها در حال پرواز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *