پیشنهاد

«زن عقب رفت. مدت‌ها بود نمی‌دانست در بعضی مواقع چه کند. در حضور بعضی مردها روسری به سر داشت، در حضور بعضی‌ها نه، با بعضی‌ها دست می‌داد، با بعضی‌ها نه، گاهی که پستچی نامه می‌آورد مانتو به تن داشت، گاهی نه، وقتی زباله‌ها را می‌برد گاه چادر نازک می‌انداخت، گاهی نه… حالا مانده بود دست‌ها را کجا پنهان کند. دست میهمان محکم و طلبکار دراز شده بود.»
پاراگرافی از داستانِ ماهی‌ها از مجموعه داستان تمساح بودایی نیوزیلندی محبوب من، نوشتهٔ آسیه نظام‌شهیدی، انتشارات هیلا، ۱۳۹۰.

10 دیدگاه برای «پیشنهاد»

  1. خیلی خوب به تصویر کشیده شده: وقتی اعتقادت با غریزه ات جور در نمی آید.
    پرستو:
    درسته.
    کلاً به نظرم توی داستان‌های این کتاب یه جور صداقت و ریزبینی‌ای وجود داره که خوندنی می‌کندشون.

  2. سلام پرستوی عزیز…خواستم فقط بگم چقدر از اینکه هستی شادم…نمی دونی تمام اون روزها چقدر دل نگرانت بودم…ممنون از عزیزی که نوشته ی تو رو گذاشت و دوباره تونستم وبلاگت رو پیدا کنم…
    این کتاب را هم می گذارم توی لیستم…شاد باشی عزیزم

  3. یادمه تلویزیون یک سریال نشان می داد به اسم پرواز پرستوها.
    به نظر شما تفاوت این پرستو با آن پرستوها چقدر است.

  4. سلام پرستو جان
    رد وبلاگتو بعد از صد بار فیلتر شدن و عوض شدن و اینا گم کرده بودم.
    خیلی خوشحالم که هستی و امیدوارم خوب باشی.

  5. سلام پرستو
    جوردیگه‌ای بهت دسترسی نداشتم و مجبور شدم که در کامنت‌ها، سایت « دنیای زنان در عصر قاجار» رو برات بگذارم.( البته اگه قبلن خودت ندیده باشی)
    فکر می‌کنم که برات جالب باشه
    http://www.qajarwomen.org
    ارادت
    پرستو:
    سلام. خیلی ممنون. وبسایت رو دیده بودم و باعث شدین که باز هم ببینمش و از این بابت خیلی ممنونم.
    خوب باشین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *