«سقفِ آسمان کوتاه»

هنوز ساعتی نگذشته است از تمام کردنِ حالات و مقاماتِ م.امید، نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی. کتابی بسیار لذیذ، سرشار از توصیف‌ها و روایت‌های دسته اوّل از یکی از مهم‌ترین‌های ادبیات معاصرِ ایران.
بخشِ اوّلِ کتاب را که می‌خواندم بارها از طنازی‌های اخوان بلندبلند خندیدم، بارها کودک بودن و حساسیت‌اش در رابطه‌اش با شفیعی‌کدکنی اشک به چشم‌ام آورد و بارها… این خیلی شخصی است: بغض گلویم را چنگ انداخت که چرا پدرم نیست که چنین کتابی را به دستش بدهم، تعریف کنم، به شوق بیاید و شروع کند به خواندنش و من از این‌که چیزی درخور به او معرفی کرده‌ام غرقِ لذت شوم. اولین کتابِ شعری که پدرم در نوجوانی‌ام به دستم داد، زمستان بود. و بعد من که آن کتاب شعر را حفظ بودم (هستم؟)، بارها به کمک گرفته می‌شدم وقتی که بابا می‌خواست به جمله‌ای از اشعارِ آن کتاب اشاره کند و واژه‌های درست و دقیق را به خاطر نمی‌آورد.
* محمدرضا شفیعی‌کدکنی، حالات و مقاماتِ م.امید، انتشارات سخن، ۱۳۹۱.
در موردِ این کتاب:
معرفی کتاب: حالات و مقامات م.امید
«در کوچه‌های نوازش»

2 دیدگاه برای ««سقفِ آسمان کوتاه»»

  1. خریدم و خواندمش.من که نوجوانی و جوانی را جنون آسا به شعر گذراندم,لذتی دوچندان بردم.بو برده بودم که هنرمندان جمع اضدادند اما این کتاب متعجبم کرد.خوشحالم که کدکنی حق رفاقت را و حق دانستن و ثبت در تاریخ را بجا آورد.دم شما هم گرم؛ بانی خیر شدی .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *