قناعت

توسط: Parastoo

بحث قناعت پيش آمد در ميانه‌ی گفت‌و‌گويی دوستانه. قناعت در جايگاه يک سجيه‌ی اخلاقی. تا اينجا که خودم را شناخته‌ام، آدم قانعی نيستم اما فکر اينکه آيا تهِ تهِ ذهنم، قناعت را درست می‌دانم يا نه، مرا حسابی مشغول کرده است.
سعی کرده‌ام صورت مساله را اول برای خودم روشن کنم: قناعت چيست؟ قناعت در دنيای مدرن چه جايگاهی دارد؟ اصلا قناعت به چه؟ قناعت برای دستيابی به چه چيز؟ آيا قناعت جلوی پيشرفت را نمی‌گيرد؟ و…
راستش فکر می‌کنم قناعت در معنای عامش می‌شود همين فرهنگ تسليم شدن به چيزی به اسم سرنوشت يا تقدير و با اين معنی نه تنها با زندگی مدرن مغاير است بلکه از هرگونه رشد و پيشرفتی جلوگيری می‌کند. (به شدت مشکل دارم با چنين موضوعی)
اما به معنای ديگر می‌شود قناعت را محدود کرد به امور صرفا مالی. در اين صورت هم به نظرم در دنيای مدرن چنين چيزی مقبول نيست. به قول دوستم تشويق می‌شويم به مصرف برای توليد بيشتر و…
اما آموزه‌های اخلاقی چيز ديگری می‌گويند. چيزی از جنس اينکه قناعت لازم است و بدون آن انسان از ورطه‌ی معنويت بيرون می‌افتد و اينها.
مساله کمی برايم بغرنج شد، خواستم اينجا بنويسمش به دو علت. هم اين‌که نوشتن مساله، ذهن را متمرکزتر می‌کند و ديگر اين‌که از راهنمايی‌های شما هم استفاده کنم.