تصور کن

توسط: Parastoo

اين را نمی‌شود به حساب شانس گذاشت وقتی می‌روی پيش دوستِ دوستت، خب بايد انتظار داشته باشی که سليقه‌ها و زمينه‌های مشترکتان زياد باشد. آن‌قدر که هنوز هيچی نگذشته، کلی رفيق شويد! با همين دوست جديد داشتيم از کتاب‌های مورد علاقه‌مان حرف می‌زديم و تا اسم «ريشه‌ها»ی «الکس هيلی» را آوردم، از کتاب‌خانه‌اش نسخه‌ی اصلش را آورد. فکم افتاد! همين دوست جديد فيلمی به من داد که کلی حال کردم با ديدنش. مستندی است که بی‌بی‌سی، سه سال و خرده‌ای پيش درباره‌ی «جان لنون» ساخته. هر چه گشتم که آن‌لاين نسخه‌ای پيدا کنم، نتوانستم. البته حدس می‌زنم نه تنها فيلم زندگی لنون، بلکه کل مستندهای بی‌بی‌سی درباره‌ی 100 شخصيت برتر بريتانيا مجموعه‌ای بوده است ديدنی که از دست داده‌ام. لنون بر اساس نظرسنجی گسترده، هشتمين شخصيت بريتانيايی شناخته شده.
جان لنون خواننده و آهنگساز محبوب چند نسل است. نمی‌دانم حس من نسبت به زندگی و آثارش چقدر از حس پدر و مادرم کم دارد، اما علاقه‌ی من به ديدن اين مستند هيچ کم نداشت از علاقه‌ی آن‌ها.
خلاصه که جز شرح زندگی لنون، مستند خوبی بود چون هم جدی بود، هم کلی اطلاعات عالی می‌داد، هم فلاش بک به‌موقع داشت، هم از فضاهايی استفاده شده بود که به نوعی فيلم يا عکسش موجود بود. برای مثال کلی خوشم آمد که روايت‌گر می‌رود روی پشت‌بام خانه‌ای که در يکی از شوها می‌بينيم يکی از آهنگ‌های بيتلز آن‌جا اجرا شده بوده و يا می‌رود در خانه‌ی لنون و همسرش يوکو در نيويورک و در زاويه‌ای جلوی دوربين می‌ايستد که عکسی از لنون و يوکو در همان زاويه موجود است و همين‌طور خوش‌سليقگی‌های ديگر. استفاده‌ی مناسب و بجا از موسيقی‌های ساخت لنون روی تصاوير عالی… خلاصه که حسابی خوشم آمد.
در همين زمينه:
می توانی تصور کنی؟
Imagine