آفرين به يک گزارش‌گر

توسط: Parastoo

اين عکس را که پُليتزرِ سال 1979 را گرفته، ديده بودم، چند بار. و پرسيده بودم که کارِ کيست و گمان‌هايی که بود و گفته می‌شد. اما کارِ وال‌ستريت‌جورنال و گزارش‌گرش واقعاً تحسين‌برانگيز است برای تحقيق درباره‌ی اين عکس؛ اين عکس‌های هولناک و واقعی.
آن‌طور که در اين گزارشِ ويدئويیِ 6دقيقه‌ای آمده، جهانگير رزمی، عکاس وقتِ روزنامه‌ی اطلاعات، همراه با خليل بهرامی، گزارشگری که دوستِ صادق خلخالی بوده، اجازه‌ی حضور در صحنه‌ی اعدام (در کردستان) را می‌يابند و رزمی مستند می‌کند آن‌چه را که ديده. عکسی در 6 ستون چاپ می‌شود در فردای آن روز در اطلاعات، بدونِ ذکرِ نامِ عکاس. UPI به سرعت يکی از عکس‌ها را به دنيا مخابره می‌کند. مقام‌های کشور صحتِ عکس را تکذيب می‌کنند و رزمی بازجويی می‌شود (و توضيح درباره‌ی اين قسمت خيلی کم است.) و رزمی مسئوليت انتشارِ عکس را نمی‌پذيرد و 26 سال نگاتيوها را مخفی می‌کند.
دلم می‌خواهد گزارشگر درباره‌ی حس و حال و شرايطِ آن زمانِ عکاس از او می‌پرسيد. دلم می‌خواهد از حال و روز و شغلِ فعلی‌اش می‌پرسيد. اگر عکاس بوده و مانده و هست، حالا چه می‌کند؟ از چه کسانی عکس می‌گيرد؟ چند پروژه مثل اين عکس‌ها کار کرده؟ اصلاً اين عکاس دنيا را چه‌جوری می‌بيند؟ (شايد که پرسيده و اعلام نکرده باشد). دلم می‌خواهد بيشتر بدانم. و کمی هم به بحث‌های اخير در بابِ تصوير در هزارتو و راز ربط پيدا می‌کند. نه؟
اين را که چرا اين‌ها الان اعلام می‌شود، چه ربطی به سياست‌های آمريکا عليه ايران دارد و بقيه‌ی حاشيه‌ها را فعلاً رها کرده‌ام و به اين فکر می‌کنم که می‌شود آيا روزی اين‌طور خبرنگاری کنم در کشورم؟ و يک سؤالِ مهم‌تر: آيا که کم‌کاری از خودِ من نيست؟
ممنون از لوا برای لينک‌ها.
مرتبط:
عکس های حسن سربخشيان از جهانگير رزمی