زن‌نوشت

یادداشت‌های پرستو

قتل‌های زنجيره‌ای

اين روزها بی‌خودی يادم می‌افتد به آذرماه 77 که گاهی زياد می‌ماندم، تا ديروقت، در دفتر مجله زنان. آن روزها تمرينِ نوشتن می‌کردم خيلی بيشتر از الان. هم جمله‌های کوتاهی می‌نوشتم به قصدِ اين‌که روزی شعر شوند و هم چيزهايی از فکرهايم، ترس‌هايم، احساسم. نوشته‌های آذر 77 در دفترچه‌ها و سررسيدم همه پر از ترس‌اند. […]

انتخاباتِ شوراها

مدتی است خانه‌نشينیِ نيمه‌اجباری من را نشانده در موضعِ آدمی که خودخواه است و همه‌چيز را برای خودش و راحتی و لذت‌بردن‌اش می‌خواهد. از اين موضع، حتماً در انتخابات شوراها شرکت می‌کنم. کمی توضيح بدهم؟ شغلِ من کاملاً وابسته است به شرايط سياسی و اجتماعی جامعه. خيلی سريع بيکار می‌شوم، سريع ممکن است پرکار شوم. […]