جشنواره – شبِ دوم

توسط: Parastoo

بکوب بروی تا سينما فلسطين که به فيلم بوينس‌آيرس،1977 برسی، و بعد آقای کنارِدستی با لبخندِ پيروزمندانه‌ی خودعاقل‌بينی بگويد: اين فيلم اصلاً زنونه نيست ها! همش تو زندون می‌گذره.
تنها نبودم. الناز هم بود. دو تايی صدامان درآمد که: چه ربطی داره؟ و مگه فيلم و زندون و اين‌ها زنونه/مردونه داره؟ و…
فيلم از روی داستانی واقعی ساخته شده: در دورانِ دولتِ نظامی و فاشيستی آرژانتين، دروازه‌بانِ يک تيمِ نه‌چندان معروف بازداشت می‌شود به اتهامی سياسی. بخشِ زيادی از اين فيلمِ دردناک در ساختمانِ قديمی‌ای می‌گذرد که بازداشت‌گاهی مخفی است. فيلم انواعِ خشونت‌ها، توهين‌ها، شکنجه‌ها، بازجويی‌های وحشيانه و دور از انسانيت را تصوير می‌کند و لذت بردنِ بازجوها را از آزار ديدنِ بازداشت‌شدگان.
تلاش برای زنده‌ ماندن و خلاص شدن از آن بازداشت‌گاهِ خوف، خصوصيتِ دروازه‌بانِ قصه و 3 جوانِ ديگر است که در نهايت فرار می‌کنند.
درکل برايم کاملاً کشش داشت و دوست داشتم فيلم را. هرچند آن وسط‌ها، به نظرم، ماجراها کمی خسته‌کننده و يک‌نواخت می‌شود. با اين‌که صحنه‌ی خيلی خشنی در فيلم وجود ندارد، اما به نظرم تکان‌های خوبی به بيننده می‌دهد و آدم را همراه می‌کند با درد و رنجِ بازداشت‌شدگان. سبکِ فيلم‌برداریِ فيلم هم جالب است و کمک می‌کند به درکِ شرايط. يک‌جور فيلمِ حقوقِ‌بشری است. و خلاصه که از ديدن‌اش خوشحالم.
فيلمِ As You Like It، که بر اساسِ نمايش‌نامه‌ای از شکسپير ساخته شده (و اولين بار هم نيست که اين اتفاق می‌افتد)، برايم جذاب نبود اصلاً. يعنی حوصله نکردم ذهنم را ببرم در فضای انگلستانِ قديم و اين‌ها. بخصوص شخصيت‌هايی که از زنانِ آن دوره تصوير می‌شود می‌رود روی اعصابم. زود بلند شدم و نماندم تا پايان. فيلمِ ايرانی هم نديدم امروز.
فهيمه، صبا، الناز، هنوزی ها ، بهمن، آذر ، شهرزاد هم می‌نويسند از جشنواره.