زن‌نوشت

یادداشت‌های پرستو

بنفشه

سرخ بودم آبی بودی بنفش شدم بنفشه شدم.

دستم مانده بود زیرِ تنم. خواب رفته بود. خواب رفته بودم. به عمقِ دوستی‌مان. بیدارم کردی و اضطرابِ زندگی خورد توی صورتم. یک‌باره، شدید، هول‌ناک..