BB

توسط: Parastoo

اعتراف می‌كنم كه اشتباه می‌كردم. دوستی با تو رو دستِ كم می‌گرفتم. می‌دونستم كه خوبی، كه شادی، كه پــُری از زندگی. می‌دونستم كه عاقلی و باهوش و زيرك. ولی نمی‌دونستم، يا: اين‌قدر خوب نمی‌دونستم، كه آزادانديش و آزادمنشی. نمی‌دونستم كه لحظه به لحظه‌ی دوستی‌مون می‌تونه به شفافيتِ همين گپِ چند دقيقه پيش باشه. نمی‌تونستم پيش‌بينی كنم كه يه لحظه‌ای پيش بياد كه اين‌قدر افتخار كنم به دوستی‌مون. مرسی.