توسط: Parastoo

دلم برای روزهای شاد و پرتحركم تنگ شده. دارم سعی می‌كنم بندازم دور اين خمودگی رو و برگردم به همون سادگی كه می‌تونستم شاد باشم توش. نمی‌دونم اين بلا از كجا نازل شد و انرژيم رو بلعيد. من هنوز همون آدم قبلی‌ام كه به اتفاق‌های دور و برم حساسم و دلم می‌خواد واكنش نشون بدم. من هنوز اعتقاد دارم به تغيير دادنِ چيزهای كوچيك و بزرگ. و هنوز كلی ايده و انگيزه دارم برای بهتر زندگی كردن. از بچگی از افسرده شدن و افسرده موندن می‌ترسيدم. بايد مواظب باشم.