سلام

توسط: Parastoo

1.
فكر می‌كنم مرحله‌ی اولِ درمان را گذرانده‌ام. قبل از اين‌كه خيلی جدی به مراجعه به روان‌پزشك فكر كنم اتفاق‌هايی نشان‌ام دادند كه توانايی‌هايی دارم و حالم بهتر شد. حالا با اين‌كه تنبل‌ام و هنوز روی دورِ كارِ جدی كردن نيفتاده‌ام اما باانگيزه‌تر دارم زندگی می‌كنم.
2.
دوستانم فراخوان داده‌اند برای نوشتن در موردِ انتخابات. عالی است.
3.
چيزی كه دارد دير می‌شود (و اصلاً همين الان هم خيلی دير است.) پی‌گيری وضعِ حسين درخشان است. بعد از آن‌كه سخنگوی قوه‌ی قضائيه اعلام كرد كه اتهامِ حسين اهانت به ائمه است، خبرِ رسمیِ ديگری منتشر نشده است. (نمی‌دانم كه اصلاً كسی پی‌گير بوده يا نه.) بيشتر از صد روز است كه او در بازداشتگاه است (اگر كه اساساً زنده باشد) و البته نمی‌دانيم كه كدام بازداشتگاه. گيرم كه خانواده‌ی درخشان نخواهند هيچ كاری كنند و حرفی بزنند، ما هم فراموش كنيم برود پی كارش؟ كسی پيشنهادی دارد؟ چه كنيم؟