توسط: Parastoo

حس می‌كنم از همه‌ی ماجراهای جالبِ زندگيم سال‌ها گذشته. حس می‌كنم دارم سرِ خودم رو كلاه می‌ذارم كه اين همه رخوت رو تعبير می‌كنم به “دوره‌ی ناگزيرِ تغيير”. اين سفر رو هم می‌رم و برمی‌گردم و …خوش‌گذرونی هم اگه باشه كمكی به حل اين مشكل نمی‌كنه. كاملاً ناتوانم.