نامه‌ات رسید

صبح به صبح زودتر از این‌که صدای “تق”ِ دریچه‌ی روی درِ خانه‌مان دربیاید، صدای موسیقیِ شاد شنیده می‌شد و ما می‌فهمیدیم که پستچیِ همیشه خوشحالِ محله‌مان برایمان نامه آورده. نمی‌دانم آن موسیقی‌پخش‌کن که به کمربندش می‌بست رادیو بود یا ضبط‌صوت. گاهی که زنگِ خانه را می‌زد، می‌فهمیدیم که جز نامه‌های معمولِ بانک و قبض‌های مختلف، […]