مرگ

چند روز پیش، نزدیکِ ایستگاه حقانی، توی قطارِ شلوغِ بعدازظهر، بوی سوختگیِ ملایمی آمد. قطار توی تونلِ تاریک توقف کرد و کمی بعد چراغ‌ها و هواکِشِ قطار هم از کار افتاد. نورِ ملایم و کم‌جانی که صورتِ آدم‌ها را روشن می‌کرد، از تک‌چراغ‌های اضطراری‌ای بود که جلوی درهای قطار نصب‌اند و توی آن وضعیت روشن […]