حریم خصوصی

توسط: Parastoo

شقایق، که خارج از ازدواج باردار است، از سوی پدرش تهدید به مرگ می‌شود و از خانه در شهرستانی کوچک فرار می‌کند و به تهران می‌آید. حالا ۱۵ سال از آن ماجرا گذشته و خواهرِ کوچک‌ترِ شقایق، به درخواستِ پدر، دربه‌در دنبالِ خواهرش می‌گردد. در این مسیر از مددکارِ زندان گرفته تا همه‌ی کسانی که زمانی شقایق برایشان کار می‌کرده، و حتی همسایه‌های شقایق به خواهرش کمک می‌کنند. این قصه‌ی فیلمِ عصر جمعه است.
فارغ از فیلم و موضوع‌های اجتماعیِ خوبی که مطرح می‌کند، سؤالی بدجور ذهنم را درگیر کرده: آیا صرفِ داشتنِ روابطِ خانوادگی با شخصی مجوزی است برای این‌که اطلاعاتِ آن شخص را در اختیار بگذاریم؟ آیا—اگر بخواهیم به بدبینانه‌ترین سناریو فکر کنیم—ممکن نبود همکاری با خواهرِ شقایق به قتلِ شقایق (قتلِ ناموسی) منجر شود؟ شاید بشود اطلاعات دادن به خانواده را برای زیر ۱۸ساله‌ها فهمید (که طبق قانونْ پدرْ ولی است)، اما به نظرم می‌آید حفظِ حریمِ خصوصی اشخاص در جامعه آن‌قدر مهم است که این‌جور رفتار کردن با آدم‌های بالغ مجاز نباشد.
به نظرم رسید فیلمنامه‌نویس و کارگردان جورِ دیگری به این موضوع نگاه می‌کنند: انگار که درک‌شان از جامعه قبیله‌ای باشد تشکیل‌شده از آدم‌هایی که باید از سوی قبیله محافظت شوند.