توصیه به تو برای بعضی روزهای خوب

توسط: Parastoo

از وقتی که زندگی‌ام به تو آغشته احساس کرده‌ام که بدونِ تو وحشتناک خواهد بود. بدونِ دوستی، این‌چنین که تو هستی: حساس و هوشمند و باریک‌بین و همراه و عاشق. اگر از احوال من خواسته باشی، بدونِ تو *وحشتناک* است.
«انگار همیشه بوده‌ای» و انگار نخواهد آمد زمانی که نباشی. می‌دانی، تأثیرگذارترین بوده‌ای روی من. بخشِ مهمی از جهان‌بینیِ فعلی‌ام، هویتی که برای خودم تعریف کرده‌ام، رفتاری که با خودم و دیگران دارم، و نحوه‌ی شناخت و بیان احساساتم، در معاشرتِ نزدیک با تو صیقل خورده و اثر انگشتت خیلی جاهای وجودم هست. یعنی نباشی همْ خواهی بود. نگفته بودم؟ «من با ماه رابطه دارم»، رابطه‌ای با من داشته باشد یا نه.
در همراهیِ شگفت‌انگیزت با من و زندگی‌ام چیز کوچکی را نادیده گرفته بودیم شاید: توقع داشتن از هم بد نیست. حتی اگر بد باشد، وقتی ایجاد شدْ باید گفتش. گفتنش به دیگری *ضروری* است.
برایم بیشتر بگو. یا نگو: دست‌هایت را به من بده و بگذار آرام‌شان کنم.