انتشارِ دری‌وری

توسط: Parastoo

وبسایت تبیان مصاحبه‌ای کرده است با امان‌الله قرائی‌مقدم در مورد (به زعمِ مصاحبه‌کننده و مصاحبه‌شونده) معضلِ ازدواج پسران با دختران مسن‌تر. عنوان را هم گذاشته‌اند: «ازدواج با دختر بزرگتر بلای جان می‌شود؟»
آقای قرائی‌مقدم گفته‌اند: «به باور من جوانانی که تن به چنین ازدواج‌هایی می‌دهند، بر اساس علاقه و عشق واقعی ازدواج نمی‌کنند بلکه برای استفاده از منافع مادی و امکانات اقتصادی، دختری را که بزرگ‌تر است و شغل و درآمد و خودرو و خانه مستقل دارد، انتخاب می‌کنند.»
سؤالی که پیش می‌آید: آیا انگیزه‌یابی ازدواج پسران با دختران مسن‌تر به *باور* ایشان وابسته است یا به پژوهش میدانی نیاز دارد؟ از کجا می‌دانند دخترانِ مذکور لزوماً شغل و درآمد و خودرو و خانه مستقل دارند؟
وی سپس افزود: «زمانی که یک پسر با دختری بزرگتر از خودش ازدواج می‌کند کافی است یکی از اقوام یا دوستان به این تازه داماد بگوید که نتوانستی با یک دختر جوان ازدواج کنی و مجبور شدی یک پیر دختر را برای زندگی مشترک انتخاب کنی. این حرفها است که تاثیرات مخرب بسیاری بر مردانی می‌گذارد که با دختران بزرگتر از خود ازدواج کرده‌اند، و در نهایت به اختلاف و طلاق ختم می‌شود.»
سؤال: اگر یکی از اقوام و دوستان به تازه‌عروس آفرین بگوید که پسر جوانی را برای زندگی مشترک انتخاب کرده چطور؟ تأثیر سازنده دارد یا این هم مخرب است؟
جنابِ جامعه‌شناس گفته‌اند: «این افراد در ازدواج‌های بعدی‌شان هم نمی‌توانند موفق باشند و دیگر روحیه سابق را ندارند. در این میان زنان مطلقه‌ای که دیگر نمی‌توانند همسر مناسبی پیدا کنند هم برای تامین نیازهای اقتصادی‌شان ممکن است به راه‌های نامناسب کشیده شوند.»
نکته: در این‌جا ربط وثیقی میان «زنان مطلقه و راه‌های نامناسب» با «صحرای کربلا» دیده می‌شود.
پی‌نوشت- ممنون از محمد جعفری که این مصاحبه را نشانم داد.