art : زن‌نوشت

زن‌نوشت

یادداشت‌های پرستو

موضوع: art

دموكراسی

نمی‌گذارند چشم‌مان روشن شود اشك‌های اجباری گام‌های سربی با تن‌هامان پــُل ساختيم بايد كه بيايی. نهم مرداد 88.

بازداشت 9 زن

آسيه اميني: “… نمی دانیم در فاصله این چند ساعت چند دعوت شده به مراسم آمده و باز گردانده شده یا به داخل ون، هدایت شده اند. ساده ترین مراسم مدنی ما تبدیل به صحنه ای پر تنش شد. چرایش را هم می دانیم و هم نه! از این روست که دائم همه بی دلیل […]

دارم لـــِـه می‌شم زیرِ فشارِ درس. ببخشید که یه مدت نمی‌رسم به ای‌میل‌ها جواب بدم.

نسبتاً عاشقانه

۱. امروز نسبتاً هوا بهاری است و با این‌که کتابخانه آرام است درس خواندن‌ام نمی‌آید. شاید به خاطرِ آفتابی است که از پنجره‌های بلندِ این‌جا افتاده روی من و تنبل‌ام کرده. شاید به خاطرِ رؤیابافی‌هام باشد… ۲. چند روز پیش فیلم The Edge of Heaven را دیدم از یک کارگردانِ جوانِ تــٌرک که خوش‌ام آمد. […]

حكايتِ آن بوسه

پنج نفری شبِ عید تا صبح بیدار بودیم و گپ می‌زدیم: مامان و بابا و سه تا دخترهاشان. مدت‌ها بود كه این‌جوری دورِ هم نبودیم. دقیق نمی‌دانم، شاید 6 سال. خیلی خوش گذشت. هوا هنوز تاريك بود كه رفتم فرودگاه امام‌خمینی. داشت می‌تركید از جمعیت. پروازم تأخیر داشت و نمی‌گفتند كه تأخیر دارد و من […]

در خانه

به محضِ این‌که تاکسیِ سمندِ فرودگاه امام خمینی واردِ شهر تهران شد، افسردگی از وجودم بیرون رفت. بعد از مدت‌ها قاه‌قاهِ خنده‌ام به هواست. و شور و شوق. و دیدارهایی که تازه می‌شوند… رأی هم می‌دهم. به فهرستِ ائتلافِ اصلاح‌طلبان. با قاف تقریباً هم‌نظرم.

باقی ایام رفت…

بله: بخوانید حکایتِ روزی را که از دلِ سعدی آرام رفت. پی‌نوشت: در یوتیوب هم می‌توانید بشنوید با صدای جلال‌الدین منبری. یافت شد در نمایه‌ی ارکاتِ یکی از دوستان.

Release Me

… I am the rain that’s coming down on you That you shielded yourself from with a roof I am the fire burning desperately but you’re controlling me Release me Release me [Artist: Oh Laura. Song: Release Me. Video on YouTube.]

مي‌دانم: بيشتر از اين قد نمي‌كـِشم دست‌ام به ماه نمي‌رسد. 29 دي‌ماه 86.

دارم تلاش می‌کنم اما اصلا نتیجه‌اش راضی‌کننده نیست. دقیقا نمی‌دانم مشکل خوب نبودن‌ام در درس‌ها از کجاست…