ffestival : زن‌نوشت

زن‌نوشت

یادداشت‌های پرستو

موضوع: ffestival

روزنامه‌نگاریِ مدنی

روزنامه‌نگارانِ بينِ 25 و 30 ساله، اگر می‌خواهند در کلاس‌های روزنامه‌نگاری مدنی شرکت کنند، امروز، پنج‌شنبه وقت دارند برای ثبت نام در انجمن صنفی روزنامه‌نگاران. اين کلاس‌ها قرار است از شنبه به مدت 7 روز از 9 صبح تا 5 بعدازظهر در محل انجمن صنفی روزنامه‌نگاران برگزار شود. اداره‌کنندگان، هلندی هستند و البته مجوز هم […]

نااميدها نخوانند

1. قرار بود امروز جوابِ امتحانم را بدهند. صبح زنگ زدند که: سيستم خراب شده و بايد تا هفته‌ی آينده صبر کنم. صبر… 2. چقدر بد است که حرف‌هايی داشته باشی، نظر داشته باشی درباره‌ی موضوعی که از تو می‌پرسند و فقط به خاطر تسلط نداشتن‌ات به زبان دربمانی از جواب دادن يا جواب بدهی، […]

قتل‌های زنجيره‌ای

اين روزها بی‌خودی يادم می‌افتد به آذرماه 77 که گاهی زياد می‌ماندم، تا ديروقت، در دفتر مجله زنان. آن روزها تمرينِ نوشتن می‌کردم خيلی بيشتر از الان. هم جمله‌های کوتاهی می‌نوشتم به قصدِ اين‌که روزی شعر شوند و هم چيزهايی از فکرهايم، ترس‌هايم، احساسم. نوشته‌های آذر 77 در دفترچه‌ها و سررسيدم همه پر از ترس‌اند. […]

انتخاباتِ شوراها

مدتی است خانه‌نشينیِ نيمه‌اجباری من را نشانده در موضعِ آدمی که خودخواه است و همه‌چيز را برای خودش و راحتی و لذت‌بردن‌اش می‌خواهد. از اين موضع، حتماً در انتخابات شوراها شرکت می‌کنم. کمی توضيح بدهم؟ شغلِ من کاملاً وابسته است به شرايط سياسی و اجتماعی جامعه. خيلی سريع بيکار می‌شوم، سريع ممکن است پرکار شوم. […]

علی آقا رفت. علی آقا با درد رفت.

انگار سرک می‌کشم شب‌ها به خواب‌های دوستانم. دستِ‌کم خوابِ سه نفر در دو شب. کولی شده‌ام… ادامه: الان که ساعت هنوز به ده و نيمِ شب نرسيده، نفرِ چهارمی هم پيدا شد. شرمنده. دستِ خودم نيست.

آفرين به يک گزارش‌گر

اين عکس را که پُليتزرِ سال 1979 را گرفته، ديده بودم، چند بار. و پرسيده بودم که کارِ کيست و گمان‌هايی که بود و گفته می‌شد. اما کارِ وال‌ستريت‌جورنال و گزارش‌گرش واقعاً تحسين‌برانگيز است برای تحقيق درباره‌ی اين عکس؛ اين عکس‌های هولناک و واقعی. آن‌طور که در اين گزارشِ ويدئويیِ 6دقيقه‌ای آمده، جهانگير رزمی، عکاس […]

به: ماه

برای کاوه. تو که نباشی، با ستارگان می‌خوابم. و خشونتِ اندام‌شان را می‌بخشم به نرمیِ انحنای خاطره‌‌ات. جمعه، 10 آذرماه 1385.