زن‌نوشت

یادداشت‌های پرستو

موضوع: internet

1. از تهِ دل خوشحالم که منصور نصيری جايزه‌ی تک‌عکسِ خبریِ مسابقه‌ی کاوه گلستان را گرفته است. منصور -علاوه بر اين‌که دوستی بی‌نظير است-، نگاهِ خاص و عميقی به زندگی و کارش دارد که هميشه برايم آموزنده است. مستقل بودنش را در کار می‌پسندم و به نظرم بايد که بعد از اين همه سال تلاش […]

عشق زن است. عريانیِ زيبای باشکوه‌اش را هيچ ديده‌ای؟

غرورم درد می‌کند

سه زندانی در سلولی منتظر محاکمه هستند. يکی برای بازجويی خوانده می‌شود. شکنجه می‌شود و به سلول برگردانده می‌شود. از در که وارد می‌شود، به زمين می‌افتد. دو ديگر به سمتش می‌روند. -کجايت بيشتر درد می‌کند؟ – (در حالی‌که از درد ناله می‌کند) غرورم. صحنه‌ای از نمايش خدا را هجی کن. تالار نو -در مجموعه‌ی […]

در حمايت از بازداشت شدگان

بابت ويراسته نبودنِ اين پست معذرت می خواهم. برای امضا و همراهی به اين وبلاگ برويد. در ضمن فهيمه نوشته: «ترانه بنی یعقوب آزاد شد و ژیلا و بهمن احمدی هم قرار است تا بعدازظهر احتمالا با کفالت و ضمانت کارمند دولت آزاد شوند.» و بخوانيد شنيده هایی را از بازداشت ها. متن نامه: متاسفانه […]

امروز کلاسمان در اتاق کامپیوتر برگزار می‌شود. درباره‌ی وبلاگ است و چگونه مدیریت کردن آن. تقریباً جز من کسی وبلاگ‌نویس نیست و همه کلی ذوق کرده‌اند و مشغول‌اند با وبلاگ ساختن و من هم کمی کمک می‌کنم دوستانم را. قرار است ده دقیقه‌ی آخر جلسه درباره‌ی وضعیت وبلاگ‌ها در ایران حرف بزنم و اگر بشود […]

ديدار با روزنامه‌نگار

خيلی بامزه است که هنوز تندوتند، مثل هفت سال پيش، زمانی که «کيان» و «صبح امروز» داشتيم و کمی آزادی بيان، حرف می‌زند. همان‌طور حواسش جمع است، طنز دارد، می‌خندد و پرانرژی است. انگار نه انگار روزهای زيادی را به تنهايی در سلول انفرادی بوده، حرف نزده، معاشرت نکرده. از گنجی می‌گويم که امشب با […]

هه!

بی‌بی‌سی: «محمود احمدی‌‌نژاد، رئيس جمهور ايران، اعلام کرد که متخصصان ايرانی در تاريخ بيستم فروردين (نهم آوريل) در مقياس آزمايشگاهی موفق به غنی‌سازی اورانيوم برای استفاده به عنوان سوخت نيروگاه‌های اتمی شده‌اند و بدين ترتيب کشورش به چرخه توليد سوخت اتمی دست يافته است. آمريکا در اولين واکنش خود گفته است که ايران در مسيری […]

صد روز غم

تحمل نداشتم. حتی قبل از اين‌که وارد تالار حرکت شوم. ديدن چهره‌ی خانواده‌های قربانيان سقوط هواپيمای C130 را تاب نداشتم. اما رفتم به احترام آن‌هايی که رفتند و بازماندگانشان. رفتم به احترام شغلمان، خبرنگاری. نمی‌دانم ديگران چقدر اين حس را داشتند اما دل‌آشوب شدم از ديدن فوتوکليپی که پخش شد در خاموشی سالن. فقط تصاوير […]

حذف سنگربه‌سنگر

ايميلی گرفتم امروز از علی مصلح، دوست و همکار و هم‌کلاسی‌ام، که خبر تلخی داشت: «كامران شيردل، بنيانگذار جشنواره بين‌المللی فيلم‌های مستند كيش، از حوزه اجرايی اين جشنواره كنار گذاشته شد.» جشنواره‌ی کيش اولين و تنها جشنواره‌ی تخصصی فيلم مستند ايران است که تا کنون شش دوره را پشت سر گذاشته و به همت شيردل، […]

جای خالی وروجک‌ها

جايشان از همين حالا که هنوز نرفته‌ايم فرودگاه خالی‌ست. خانه‌مان سوت و کور می‌شود با رفتن خواهرزاده‌های وروجکم. چند روز است سؤال‌های فلسفی سمر هفت‌ساله شروع شده و مجبوريم اشک‌های گاه و بی‌گاهش به چشمش نيامده، موضوع بحث را عوض ‌کنيم. او خانواده‌ی بزرگ را دوست دارد که همه دور هم باشند و دائم می‌پرسد […]