زن‌نوشت

یادداشت‌های پرستو

موضوع: journalism

هشتم شهریور ۸۸

سلام بهادر. پرسیده‌ای چه خبر از کار.. دوست ‌داشتم جواب حسابی می‌داشتم برات. اما من تقریباً هیچ کاری نمی‌کنم. برنامه‌ام این بود که از ابتدای تیر شروع کنم برای امتحانِ جی.آر.ئی خودم را آماده کنم، آبان امتحان بدهم، باقی مدارکم را جمع‌وجور کنم که اگر بشود سال دیگر بروم دانشگاهِ خوبی درسِ جامعه‌شناسی بخوانم. نشد. […]

پروپاگاندای اسرائیل

لیلا الحداد، روزنامه‌نگار و نویسنده‌ی وبلاگ مادری از غزه، امروز چیزی نوشته است که برق از سرم پراند. چند روز است که تلفن‌هایی به خانه‌های مردم در غزه می‌شود (شب و روز) با این مضمون: «هشدار به ساکنین غزه! حماس از شما به عنوانِ سپرِ انسانی استفاده می‌کند. به حرف‌شان گوش ندهید. نیروهای حماس شما […]

از این كادر به آن كادر

وقتی كه كارِ پایان‌نامه گیر كند و ذهن قفل كند، چه كاری رواتر از رفتن به سینما؟ قبول دارم كه این ماه كمی زیاده‌روی كرده‌ام اما حالا كه امشب بالاخره فیلمِ جالبِ شایسته‌ای دیده‌ام فكر كردم برای كم كردنِ عذاب وجدان هم كه شده كوتاه و مختصر (جز اولی، یعنی آخری، یعنی همین فیلمی كه […]

چرا حجاب؟

فاطمه صادقی: «… بحث حجاب که سرنوشت بسیاری از دختران و زنان ما را تعیین می‌کند، به لحاظ نظری از فقیرترین موضوعات بوده و هست و دلیل آن هم روشن است. تلاش‌های نظری از پیش از انقلاب تا کنون قادر نبوده‌اند پا را فراتر از آن چیزی بگذارند که مطهری زمانی گذاشته است. این بحران […]

توصیف

… درین شب‌ها، که گل از برگ و برگ از باد و ابر از خویش می‌ترسد، و پنهان می‌کند هر چشمه‌ای سرّ و سرودش را، درین آفاقِ ظلمانی … (از شعرِ «درین شب‌ها» – محمدرضا شفیعی‌کدکنی) پی‌نوشت – مبهوتِ توصیفِ شاعرم.

تحتِ درمان

با این‌كه مثلِ اغلبِ روزهای دیگر امروز هم به اینترنت پرسرعت دسترسی داشتم، بالاخره توانستم بر وسوسه‌ی سر زدنِ پیوسته و دقیقه‌به‌دقیقه به “میل‌باكس” غلبه كنم. شاید به خاطرِ این‌كه تقریباً همه‌ی دیروز یك چشم‌ام به “میل‌باكس” بود و چشمِ دیگرم به كاری كه باید انجام می‌دادم. و خوب نبود…

Juno

از سرخوشانه بودنِ فیلمِ Juno خیلی خوش‌ام آمد. موسیقی و رنگِ فیلم را دوست داشتم. و صراحتِ حرف‌های شخصیتِ اصلی فیلم و رفتارِ آزادانه‌اش به من خیلی چسبید. اگر مثلِ من از دیدنِ فیلم‌های “ناراحت” خسته شده‌اید، و هم‌چونان می‌خواهید فیلم ببینید، انتخابِ خوبی می‌تواند باشد.

چارقد

بعد از مدت‌ها كه نوشتن‌ام نمي‌آمد، ديدنِ اين مجله (لينك از خورشيدخانوم) نطق‌ام را باز كرده است. از محتوا كه بگذريم، توجه‌ام به عبارتِ girly electronic magazine جلب شد و بعد ديدم كه girly نوشتارِ ديگري است از girlie و girlie magazine يعني مجله‌اي كه عكس‌هاي عريانِ دختران را چاپ مي‌كند.

پراکنده: معرفی، غـُر

وسطِ حالتِ گوگيجه‌ی فعلی فکر کردم بايد حتماً وبلاگ بنويسم که هرچه زودتر چند تا از چيزهايی که توی مغزم وول می‌زند، کم شود. 1. اگر ساکنِ ايران هستيد، بين 25 تا 35 سال سن داريد، و به فکرِ ادامه‌ی تحصيل در مقاطع کارشناسی‌ارشد و دکترا در خارج از کشور هستيد، شانسِ خودتان را برای […]

خوشحال، نگران، متأسف

دست‌رسی به اينترنت نداشتم که بگويم متأسفم که اين‌طور با ديدارکنندگان با خانواده‌ی اسانلو برخورد کرده‌اند. و چه خوشحالم از آزادی امير يعقوبعلی و بهاره هدايت و بقيه‌ی بازداشت‌شدگان هجدهم تيرماه. و نگرانم برای آن دانشجويان اميرکبير که همچنان در بازداشت‌گاه اوين هستند و…