journalism : زن‌نوشت

زن‌نوشت

یادداشت‌های پرستو

موضوع: journalism

اين گزارش وبلاگی صنم از هیجدهمین کنفرانس بنیاد مطالعات زنان ایران خواندنی است.

حقِّ ديدن

باز ايران فرصت ميزبانی مسابقه‌های فوتبال جام ملت‌های آسيا در 2010 را از دست داد. اين بار مشخصاً به خاطر اين‌که تبعيض جنسيتی در تماشای فوتبال در ايران وجود دارد. اين را من نمی‌گويم، صدا و سيما اعلام کرده است. به نظرِ من خيلی خجالت‌آور است: به خاطرِ اين‌که بعضی‌ها خوش‌شان نمی‌آيد زنان بروند به […]

ساده نيست

عکسِ صورتِ خونينِ دختر روی صفحه‌ی نمايش کامپيوتر باز است و همکاران يکی‌يکی می‌آيند و آهی می‌کشند از سرِ تأسف که: چرا اين همه خشونت؟ يکی می‌گويد بايد نوشت. ديگری می‌گويد: زنگ بزنيم به فلان مسؤول که درگيری‌ها را تکذيب کرده است. سومی کلامش از همه مؤثرتر است: نمی‌توانيم چيزی بنويسيم بر اساس ابلاغيه‌ی جديد […]

کرامت انسان

درست سر خيابانِ اصلیِ محله‌مان پارچه‌ی زردی ميان دو درخت بسته‌اند با اين مضمون: «از برخورد با اراذل و اوباش محله حمايت می‌کنيم.» و امضای زيرش اين است: «جمعی از مردم محل.» حقيقت اين است که با يک نگاه به اين پارچه و نحوه‌ی آويزان شدن‌اش متوجه شباهت کار به محصولات مشابه شهرداری محترم می‌شوی. […]

تصويری از ورزشِ زنان؟

1. حتی يک عکسِ درست و حسابی هم ندارم از همه‌ی آن سال‌های پرشوری که از اين سالن به آن سالن می‌رفتم: تمرين می‌کردم، مسابقه می‌دادم، مسابقه می‌ديدم. از آن همه هيجان، هيچ يادگاری‌ای ندارم. ممنوع بود کسی دوربين (عکاسی يا فيلم‌برداری) بياورد داخلِ سالن و دوربينِ ديجيتال و موبايلِ دوربين‌دار هم يا نبود يا […]

بی‌خوابی

خوابم ببرد يا نبرد، تصويرت همين‌جاست: وسطِ ذهنم. ناراضی نيستم که تکان نمی‌خورد. ملايم نشسته و به کارِ خودش مشغول است: پرت کردنِ حواسِ من. با اين همه شيطنت چطوری دوست‌اش نداشته باشم؟

ازدواج

يک‌ نگاهِ عزيز با لطفِ زيادش از ازدواج نوشته است و از تجربه‌ی شخصی و نظرِ خودش. نوشته بودم که ملاحظاتِ جدی دارم برای نوشتنِ مفصل در اين باره. با اين حال درست نديدم بی‌توجه بمانم. که خودش می‌داند چقدر عزيز و دوست‌داشتنی است. 1. جامعه‌ی جهان‌سومیِ ما با همه‌ی خصوصيات‌اش چهارچوب‌هايی دارد با قواعدی […]

300

فيلمِ 300 را نديده‌ام و نمی‌دانم با ديدن‌اش نظرم چه خواهد بود. بيشتر اين را نمی‌دانم که دوست‌اش خواهم داشت، يا نه. خوشم می‌آيد؟ سليقه‌ام می‌پذيرد؟ هرچند می‌دانم که با ديدن‌اش هم به فکرِ بمبِ گوگلی نخواهم افتاد و فکر می‌کنم بد است که از نامِ يک فيلم سوءاستفاده کنم برای نشان دادنِ چيزهايی (هنرهايی) بی‌ربط به فيلم، که در جای خودش کارِ خيلی خوبی است. به هر حال اين يادداشتِ دوستم، کاوه لاجوردی، است درباره‌ی فيلمِ 300.

8 روز مانده به عيد: از وضعيتِ دقيقِ پرونده‌ی شادی صدر و محبوبه عباسقلی‌زاده خبری در دست نيست. (منبع) و: دعوتِ انجمن دفاع از حقوقِ زندانيان از بازداشت‌شدگانِ زنِ اخير و خانواده‌هاشان.(منبع) شادی.

برای لغو سنگسار چه می‌شود کرد؟

اين‌که دچارِ رخوتم، بی‌انگيزه‌ام، هدف‌های گُنده ندارم و دلم برای هيچ‌چيز نمی‌تپد، دليل نمی‌شود که يادم برود تلاش‌های کوچک چقدر می‌تواند کارهای بزرگی را جلو ببرد. با سکوت هيچ کاری جلو نمی‌رود همان‌طور که با شلوغ‌کردن‌های بی‌جا و بی‌منطق هم. خيلی‌ها خسته شده‌اند از امضا کردن‌ها و اعتراض‌کردن‌ها. خيلی‌ها می‌گويند «که چی؟». خيلی‌ها –مثلاً من– […]