politics : زن‌نوشت

زن‌نوشت

یادداشت‌های پرستو

موضوع: politics

استیضاحِ کردان

دارم رادیو مجلس گوش می‌دم. ۱۱:۱۵ کردان داره می‌گه که حکومت اسلامی در سی سال گذشته مظلو‌م‌کشی زیاد داشته. داره خودش رو مقایسه می‌کنه با بهشتی. و می‌گه علی کردان فقط خوب می‌فهمه که اون زمان بهشتی چی کشیده. ۱۱:۲۰ کردان داره از رادیوفردا و روزآن‌لاین و بقیه‌ی رسانه‌ها کد میاره. می‌گه می‌خواد پاسخِ جشنی […]

پــُز

یه دلِ سیر زیرِ بارون با یه دوستِ بی‌نظیر راه رفتیم. لبوی داغ خوردیم. حرف زدیم. خندیدیم. و خوش گذشت.

نماینده‌ی دادستان نیامد، دادگاه تشکیل نشد. قرار شد باز چهاردهم بهمن بروم. (شاعر می‌فرماید: برو و بیا داریم ما..)

دادگاه انقلاب

یکشنبه دادگاه دارم و اگر بگویم حال‌ام کاملاً خوب است عینِ چی دروغ گفته‌ام. ماجرای پیچیده‌ای نیست البته. پرونده‌ام مربوط می‌شود به ماجرای ۱۳ اسفند ۸۵ که بازداشت شده بودم همراه با ۳۲ نفرِ دیگر. بیشترِ خانم‌های بازداشت‌شده در آن روز، پائیزِ پارسال محاکمه شدند. اما من (برای برگزاری دادگاه) حتی احضار هم نشده بودم […]

دوستی

برای بهادر تو هم چای سفارش می‌دی. (برای همراهی با من یا چون حدس می‌زنی طعمِ قهوه‌ی این کافه رو دوست نداشته باشی؟) با دوربین‌ام وَر می‌رم. حالا نشسته‌ای کنارم و ملایم حرف می‌زنی. با دقت گوش می‌دم. مثلِ همه‌ی روزایی که خاطره‌ان الان. یهو عینِ شعبده‌بازها با یه حرکتِ سریع دفترچه‌مون رو می‌ذاری جلوم. […]

یه جورِ خوبی تنهام. راستش فکر کنم یاد گرفته‌ام که چطوری تنها باشم که خوشحال هم باشم که خوش بگذره کلاً.

حسن حبیبی

دست‌کم پنج سال است که این آرزو را دارم که البته هیچ تلاشی هم برای برآورده کردن‌اش نکرده‌ام: دل‌ام می‌خواهد با حسن حبیبی گفت‌وگوی مفصلی بکنم. خودِ اصلِ تاریخِ شفاهی است. کاش کسی این کار را کرده باشد یا بکند لطفاً. این روزها که بیماری‌اش جدی است، می‌ترسم موضوع‌هایی بی‌سند بمانند. بی‌ربط: جز اعلامِ نگرانی […]

یک روز صبح در لندن*

دختره جلوتر از ماندانا و من سوار اتوبوس شد. کارتِ اویستر (کارتی که در واقع نشون می‌ده هزینه‌ی رفت‌وآمد با مترو و اتوبوس رو پیش‌خرید کرده‌ای) رو زد به دستگاه مربوطه جلوی آقای راننده. چراغ‌اش قرمز شد که یعنی پول نیست توی کارت. راننده، مؤدب، دختر رو صدا کرد و گفت که باید بلیت بخره، […]

بارون خوشگل

درِ خونه رو باز می‌کنی به بارون و می‌ری زیرش. آهنگ‌های یوتو رو گوش می‌دی و چای رو مزه‌مزه می‌کنی. چای الکی نه، چای دمی. گاهی هم نفس عمیق می‌کشی و هوای بارون‌خورده رو می‌دی توی سینه. می‌رسی دم ایستگاه وودگرین. این روزاست که مترو هیچ حال نمی‌ده. دل‌ات ماتیزت رو می‌خواد که شیشه رو […]

شش ماه حبس و ده ضربه شلاق برای نسرین افضلی

میدان زنان: حکم دادگاه نسرین افضلی، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان ، مبنی بر شش ماه حبس و ده ضربه شلاق، صبح امروز به وکیل وی ابلاغ شد… نسرین افضلی ،در تاریخ 13 اسفند 1385 به دنبال حضور مقابل دادگاه انقلاب به همراه سی و دو نفر دیگر دستگیر شده و به مدت سه […]