women’s issues : زن‌نوشت

زن‌نوشت

یادداشت‌های پرستو

موضوع: women’s issues

چه می‌دانند “مرز” یعنی چه

دیشب فیلمِ زیبایی دیدم: بادبادك. قصه در مرزِ لبنان و اسرائیل می‌گذشت و مرز از میانه‌ی روستایی رد می‌شد. یعنی نیمی از اهالی روستا در اسرائیل بودند و نیمی دیگر در لبنان. و همه انگار قوم و خویش بودند. روزها زنان از هر دو سو می‌آمدند لبِ مرز و با بلندگو با هم حرف می‌زدند: […]

از طنجه تا دمشق

دیروز دو تا فیلم دیدم در جشنواره‌ی «سینمای زنان از طنجه تا تهران»: اولی داستانی بود و از مراکش (باغِ سمیرا) و دومی مستند بود و از سوریه (من آن کسی هستم که گل می‌آورد بر مزارِ آن زن). هیچ‌کدام به نظرم عالی نبودند اما دیدنِ اولی از این نظر جالب بود که به نظر […]

آرامش

پوچی كامل؛ بی‌هدفی بی‌نظیر: اگر بشود كه خوب است، نشود هم چیزی نمی‌شود. آخرش كه چه؟ زمان دارد می‌گذرد… بگذار برود، بدود. آرمان؟ برو بابا! برنامه؟ هر چه پیش آید. می‌مانی؟ شاید. می‌روی؟ شاید. برمی‌گردی؟ حتماً. كه چه كار كنی؟ هیچی.

احمد بورقانی

حوالی دوم خرداد 86 برای گفت‌وگو رفتم به دفترِ احمد بورقانی. در واقع گفت‌وگو نبود. قرار بود نظرِ او را درباره‌ی اثرِ پدیده‌ی دوم خرداد 76 بر مطبوعات بپرسم—و او به نظرِ من آگاه‌ترین آدم در این موضوعِ خاص بود. با متانت و مهربانی حدود نیم ساعت برایم گفت و ضبط كردم. این روزها، كه […]

سنگی هم اگه باشه، همین ريزه‌هایی هست كه توی كفش‌هامه و همه‌جا با خودم می‌برم‌شون. وگرنه كه مانعی سرِ راه‌ام نیست.

Supergirl

You can tell by the way She walks that she’s my girl You can tell by the way she talks she rules the world You can see in her eyes that no one is her chi She’s my girl my supergirl And then she’d say it’s ok I got lost on the way But I’m […]

قريه

حوصله داريد كمي درباره‌ي اتفاق‌هاي كم‌جمعيت‌ترين (؟) مدرسه‌ي ايران بخوانيد؟ نوشته‌هاي عبدالمحمد شعراني، سرباز-معلم در مدرسه‌ي شهيد رجايي روستاي جمال‌آباد كالو (از توابع استان بوشهر)، خيلي به هيجان‌ام آورده است. فارغ از محتواي وبلاگ، به اين سؤالِ ليلا و خودم فكر مي‌كنم. و مي‌بينم كه چقدر وبلاگ نوشتن خوب است. ممنون آقامعلم كه خبرم كرديد. […]

book of longing

براي اين‌كه حال‌ام بهتر شود، رفتم به اين كتاب‌فروشي (شعبه‌ي نزديكِ دانشگاه‌مان) و به خودم جايزه دادم: كتابِ book of longing، شعرها و طرح‌هاي Leonard Cohen. دارم آرام آرام مي‌خوانم‌اش و لذت مي‌برم. عجب ذهنِ خوبي دارد اين شاعر. (بله: البته كه صدايش هم خيلي خوب است و گيرا. و كلاً بنده از دوست‌دارانِ محضرشان […]

قيصر امين‌پور هم شاعري بود كه شعرهاش را دوست دارم (بعضي‌هاشان را خيلي دوست دارم)، هم خاطره‌ي بخشي از نوجواني‌ام بود. سروش نوجوان (اوايل دهه 70) را يادتان هست؟ حيف.

جــُك به مثابه رسانه*؟

عنوانِ سخنرانيِ ديروزِ مركزِ مطالعات رسانه و فيلم، “جــُك، مخاطب، و رسانه‌هاي جديد در زيمبابوه” بود. خانمِ پژوهش‌گر سعي كرد تصويري از وضعيتِ رسانه‌ها در زيمبابوه به دست بدهد. گفت كه در زيمبابوه رسانه‌هاي شنيداري-ديداري كاملاً در اختيار و تحتِ فرمانِ دولت است. غير از آن فقط دو شبكه‌ي راديويي موجِ كوتاه يكي از لندن […]