فينگليش، فاروسی و آيندگان

حالا ديگر 4 سال از سفر دانشجويی‌مان به تاجيکستان می‌گذرد –و می‌فهمم که چقدر،اگر نگويم پير، بزرگ شده‌ام. يکی از سرگرمی‌هامان آن‌جا اين بود که به سردستگی احسان خان بيگی، خط روسی ياد می‌گرفتيم؛ کار سختی نبود –خيلی هم لذت داشت- چون زبانشان فارسی است و خط‌شان روسی: يک‌جور «فاروسی»!
البته تاجيکان، قديمی‌ترهاشان، خط فارسی را خوب بلدند -و حتی به بچه‌ها هم آموزش می‌دهند در مدرسه. اما خط رسمی، روسی است و در دانشکده‌ی روزنامه‌نگاری دانشگاه ملی تاجيکستان به خط ما می‌گفتند: خط قديم (يا چيزی در اين مايه و مفهوم).
درست که اشعار رودکی آن‌جا خواهان زيادی دارد؛ درست که حافظ دست‌به‌دست می‌شود و آن‌جا کودکانی –بی قصد قياس- حافظِ حافظ هستند، نه قرآن؛ اما موضوع قطع رابطه‌ی –بی‌واسطه‌ی- جوانان جامعه است با مکتوبات قديم. آن‌ها هنوز با اين مسئله کنار نيامده‌اند –دست‌کم تا 4 سال پيش که اين‌طور بود- يا راه‌حلی نداده‌اند. حالا حکايت ماست، اگر حرف‌های رئيس پژوهشکده‌ی زبان و گويش سازمان ميراث فرهنگی را باور کنيم: «نبايد تغييرات زبان را در فاصله زمانی کوتاه ديد. مردم ترکيه با از بين رفتن خط ترکی ديگر نمی‌‌توانند ميراث مکتوب خود را بخوانند. با توسعه اينترنت در جامعه اطلاعاتی در صورتی که به زبان فارسی در اينترنت بها داده نشود، اين خطر زبان ما را هم تهديد خواهد کرد.»
توضيح:
دو چيز باعث شد اين‌ها را بنويسم: يکی خواندن اين مطلب ندا و نوستالژی دانشکده‌خبری بودن –البته لينک گفت‌وگو با رئيس پژوهشکده‌ی زبان و گويش را هم در وبلاگ او ديدم- و ديگری برای راحت شدن وجدانم؛ چون دارم از زير کار درمی‌روم و وب‌گردی می‌کنم.