گاه آرزو می کنم زورقی

گاه آرزو می کنم زورقی باشم برای تو
تا بدان جا برمت که می خواهی.
زورقی توانا به تحمل باری که بر دوش داری،
زورقی که هيچ گاه واژگون نشود
به هر اندازه که ناآرام باشی
يا متلاطم باشد
دريايی که در آن می رانی.
( مارگوت بيکل – ترجمه احمد شاملو )

موسسه حمايت از كودكان مبتلا

موسسه حمايت از كودكان مبتلا به سرطان ( محك ) از امروز تا پس فردا يه بازار خيريه گذاشته. از 10 صبح تا 4 بعدازظهر مي تونين به مجتمع محك در بلوار ازگل‏، بلوار اوشان، خيابان جنت، بلوار محك، برين.

برخورد غيرفرهنگی بعضی از اعضای

برخورد غيرفرهنگی بعضی از اعضای حزب همبستگی با تحريريه روزنامه هبستگی رو خبرنامه گويا منعکس کرده:
« در پي انتشار گزارش تكان‌دهنده همبستگي از مرگ 29 معلول جوان، دبيركل سابق حزب همبستگی و مدير فعلي سازمان بهزيستي در يك اقدام غير مسوولانه تحريريه روزنامه همبستگي را تهديد به حمله كرد.
بنا بر‌اين گزارش پس از مقاومت اعضاي تحريريه روزنامه عوامل وابسته به اين فرد با حضور در دفتر روزنامه اجازه چاپ مطالب و خروج صفحات روزنامه را تا ساعت 2 بامداد ندادند و در نهايت صفحات روزنامه با تغييرات بسيار زيادي به چاپ رسيد. اين درحالي است كه دكتر نورالدين پيرموذن روز گذشته اعلام كرد: گزارش تكان‌دهنده همبستگي از مرگ 29 معلول جوان مجلس را تكان داد و رييس سازمان بهزيستي براي پاسخ دادن به نمايندگان مجلس در اولين روز كاري مجلس – يك شنبه آينده – فرا‌خوانده مي شود… » ( خبر کامل )

معده ام درد می کنه.

معده ام درد می کنه. استرس دارم. کارهام عقبه. خسته ام. دلم برای اون پرستويی که رو تختش دمر می افتاد و کتاب می خوند تنگ شده. دلم برای اون پرستويی که شعر می گفت تنگ شده. دلم برای اون پرستويی که تو تنهايی اتاقش به آينده فکر می کرد تنگ شده. دلم تنگ شده. دلم درد می کنه. مثل اينکه درد از معدمه.

يکی از همشهريهای بابای من

يکی از همشهريهای بابای من يه پيشنهاد جالب داده: « … در آستانه سال نو توي يه روز خاص (16 اسفند) همه بلاگر ها به پرورشگاهها و شير خوارگاهها كمك كنند. البته قرار نيست هر نفر يك ميليون تومن كمك كنيم بلكه هر كس در حد توان خودش. لباس، اسباب بازي، پول، حتي اگه شده يه بسته شكلات … حساب كنيد توي كشور ما هزار تا روز به عناوين مختلف نامگذاري شده يه روز روزه انتفاضه يه روز روز كمك به قحطي زده هاي افغانستان يه روز كمك به بوسني يه روز كمك به چچن صدمين سالگرد فلان شونصدمين روز گرد فلان روز مجلس روز وزير نفت روز منشي آبدارخونه مش ممدلي. حالا بيايد روز 16 اسفند رو هم اختصاص بديم به كمك بلاگرهاي ايراني به كودكان بي سرپرست … »

جديدترين شماره مجله زنان (

جديدترين شماره مجله زنان ( شماره 96 ) به جز مصاحبه عالی و جذاب با آيت الله صانعی، يه گزارش کوچولو درباره زنان در اينترنت داره که به شدت به انتقادهای شما نياز داره. ( انتقادهاتون رو در گوشی بگين البته که آبروم نره ! ) عنوان مطلب اينه: زنان از روزمرگی DC می شوند !
عکسهای اختصاصی حسن سربخشيان از زنان پيشمرگ کرد عراق برای مجله زنان خيلی خيلی ديدنی هستن. از دستش ندين.

از تقريبا ساعت 6 صبح

از تقريبا ساعت 6 صبح برف خيلی خوشگلی شروع کرد به باريدن. من هم که عاشق برفم. کلی داشتم حال می کردم. ساعت 8 که رفتم دم پنجره، ديدم حدود 10 سانت برف نشسته روی زمين. حاضر شده بودم که برم سر کار و زندگيم اما اصلا نمی شد ماشين رو از پارکينگ درآورد. تازه وقتی هم که به هزار زور و زحمت خودم رو به اولين خيابون اصلی نزديک خونمون ( گلستان شمالی ) رسوندم، از زور ترافيک نمی شد جُم خورد. جالب اينه که همه دختر و پسرای مدرسه ای تو خيابون ولو بودن چون سرويسهاشون نه راه پس داشتن و نه راه پيش. هوا هم به شدت سرده و برف هم که نه، بوران شديدی هم اين طرفها مياد. خلاصه ما که تو خونه زندونی شديم فعلا. از شهرداری هم هيچ خبری نيست… نکنه رفتن به خواب زمستانی ؟!
بعد از خبر : خواستم موضوع رو پيگيری کنم اما تلفن شهرداری منطقه، يه ضرب بوق اشغال می زنه. بابا به خدا ما کار و زندگی داريم…