شاکی

کمیته‌ی تعیین مصادیقِ فیلترینگِ سایت‌های اینترنتی،
گیرم که اصلاً بالش کردین توی دهن همه‌ی زنان، واقعاً فکر می‌کنین چه اتفاقی می‌افته؟ خب این زنانی که توی دهنشون بالش می‌کنین، منفعل نیستن که. یه راهِ دیگه پیدا می‌کنن برای بلند کردنِ صداشون. اصلاً گیرم صداشون هم دیگه درنیاد، چه سودی به حالِ شما داره آخه؟ اون چیزی که برای خودتون می‌سازین آرامش نیست که. به نسیمی بنده. اساساً وقتی هی مانیتور می‌کنین یعنی آرامش ندارین. حالا هی برین توی نقشِ گربه‌هه که دنبالِ موش‌ها می‌کنه. یا شاید اون موشه که هی گربه‌ها رو انگولک می‌کنه. بازی‌بازی نیست. گندش دیگه دراومده.
پی‌نوشت – این همه عصبانیت مالِ فیلتر شدنِ زن‌نوشت برای بارِ چهارم، میدان زنان برای بارِ دوم، کانون زنان ایرانی برای بارِ سوم، سایت‌های مربوط به کمپین یک میلیون امضاء برای بارِ دهم، و وبلاگ‌ها و سایت‌های دیگه است.

چرا حجاب؟

فاطمه صادقی: «… بحث حجاب که سرنوشت بسیاری از دختران و زنان ما را تعیین می‌کند، به لحاظ نظری از فقیرترین موضوعات بوده و هست و دلیل آن هم روشن است. تلاش‌های نظری از پیش از انقلاب تا کنون قادر نبوده‌اند پا را فراتر از آن چیزی بگذارند که مطهری زمانی گذاشته است. این بحران و آشفتگی بارها از سوی دست‌اندرکاران نیز تحت این عنوان که «باید کار فرهنگی کرد» مورد تأکید واقع شده است. اما واقعیت آن است که اتفاقاً کار فرهنگی زیاد شده، اما کفگیر به ته دیگ رسیده است. همان‌هایی که در تمام این سال‌ها کار فرهنگی کرده و موی خود را در این آسیاب به نظر من بی‌جهت سپید کرده‌اند، می‌دانند که در این مورد حرف جدیدی وجود ندارد. حرف‌ها و استدلال‌ها همان حرف‌های قدیمی است . هر آنچه باید گفته می‌شد، گفته شده و چیزی نگفته باقی نمانده است. از همه چیز برای توجیه حجاب بهره گرفته شده است. بیایید اعتراف کنیم که متأسفانه این حنا دیگر رنگی ندارد و تنها باید به زور متوسل شد…»
ادامه

باز هم «رله»

سلام.
من فردا امتحان دارم و واضح است که باید وبلاگ نوشت شبِ امتحان. خواستم اعلام کنم که رله‌ی من شکست خورد. فکر می‌کنم بیشتر به خاطرِ زمان‌بندیِ نادرست. یعنی زمانی را برای رله تعیین کرده بودم که خودم به شدت درگیر مقاله‌های آخرِ دوره و امتحان بودم (امتحان رو که هنوز…) و نمی‌توانستم برایش تبلیغ کنم یا در حاشیه‌اش بنویسم یا هر فعالیتِ دیگری. و مهم‌تر: مدت‌زمانِ یک‌ماهه برای همراه کردنِ آن تعداد آدم غیرواقعی و خوش‌بینانه بود.
رله می‌تواند به ما کارِ گروهی هدف‌دار و نحوه‌ی درستِ برنامه‌ریزی و هدایتِ آن کار را یاد دهد یا تمرینِ مؤثری باشد به هر حال. خوشحالم که این را فهمیده‌ام و خوشحالم که همین حالا هم ۲۹ نفر هستیم که نامه‌ی دستی بنویسیم به وزیرِ علوم و خوشحال‌ترم که می‌توانم از راهِ ای‌میل با امضاکنندگانِ رله در تماس باشم.
همین فعلاً.

درباره سقط جنین

ربکا خومپرتس (Rebecca Gomperts)، پزشک پایه‌گذار سازمان «ویمن آن وب»:
“سقط جنین عملی است که در جهان بیشتر از هر عمل دیگری انجام می‌شود… در هلند که کم‌ترین تعداد سقط جنین را در جهان دارد، از هر ۵ زن، یک نفر در زندگی خود سقط جنین می‌کند. در کشورهایی مثل ایران و آمریکا، این تعداد چهار برابر بیشتر است یعنی نصف یا بیشتر از نصف زنان سقط جنین می‌کنند. البته اکثر مردم در موردش صحبت نمی‌کنند… چون وب‌سایت ما به انگلیسی است و فارسی نداریم، شاید خیلی‌ها در ایران بی‌خبر مانده باشند. شاید هم وب‌سایت ما را فیلتر کرده باشند. کار ما هم بیشتر با اینترنت است.”
(منبع: وب سايت راديو زمانه)
مرتبط:
وب‌سايتی برای سقط جنين

شش ماه حبس و ده ضربه شلاق برای نسرین افضلی

میدان زنان: حکم دادگاه نسرین افضلی، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان ، مبنی بر شش ماه حبس و ده ضربه شلاق، صبح امروز به وکیل وی ابلاغ شد… نسرین افضلی ،در تاریخ 13 اسفند 1385 به دنبال حضور مقابل دادگاه انقلاب به همراه سی و دو نفر دیگر دستگیر شده و به مدت سه روز در بند 209 زندان اوین و یک روز در بند عمومی زندان زنان در بازداشت به سر برده و سپس با قرار کفالت آزاد شده بود.
پی‌نوشت: همین حکم برای ناهید جعفری هم صادر شده است. (منبع)

زنان و حضور در استادیوم‌ها

میدان زنان:
82/5 درصد زنان و مردان تهرانی موافق حضور زنان در استادیوم‌ها هستند.
گویا پژوهش مربوط به سالِ ۸۳ است و به درخواست سازمان تربیت‌بدنی و در مؤسسه‌ی مطالعات و تحقیقات دانشگاه تهران انجام شده.

لزوم حضور زنان در استادیوم

ایسنا:
تائوكی سوزوكی، ناظر كنفدراسيون فوتبال آسيا، در رابطه با برخی نقاط ضعف در آيين‌نامه و مسائل قانونی گفت: … بانوان نيز بايد بتوانند در ورزشگاه‌ها حضور داشته باشند و زمينه‌ی حضور آن‌ها در استاديوم‌ها فراهم شود.
نمی‌دانم چه اصراری است برای اعمالِ این محدودیت وقتی‌که کلِ فوتبالِ کشور را هم با مشکل روبه‌رو کرده است.

بازداشتِ خدیجه مقدم

تغییر برای برابری– صبح امروز سه شنبه 20 فروردین 1387 ماموران پلیس امنیت با ورود به منزل خدیجه مقدم فعال جنبش زنان و کمپین یک میلیون امضا و از اعضای کمیته مادران کمپین، او را بازداشت و به پلیس امنیت عشرت آباد منتقل کردند. پس از بازجویی در آنجا، او به دادیاری امنیت دادگاه انقلاب برده شد و پس از بازجویی مجدد به دستور قاضی سبحانی، برای وی قرار بازداشت موقت و وثیقه صادر شد. خدیجه مقدم را برای انجام مراحل اداری، دوباره به پلیس امنیت برده و سپس به بازداشتگاه وزرا منتقل شد.

درباره‌ی سهمیه‌بندی جنسیتی

دوست‌ام، كاوه لاجوردی، سؤال‌هایی از من كرده است درباره‌ی اعتراض‌ام به سهمیه‌ی جنسیتی برای ورود به دانشگاه‌ها و من فكر كردم كه خوب است بحث‌اش این‌جا باز شود. اجازه گرفتم كه بخش‌هایی از متن‌های نامه‌هامان را منتشر كنم. اول نوشته‌ی كاوه را می‌گذارم و بعد جوابِ خودم را. خوب می‌شود اگر شما هم در این موضوع نظری دارید، به ما هم بگویید.

*****

دقیقاً به چه چیزی دارید اعتراض می‌کنید؟ این طرحِ تقسیم‌بندیِ جنسیتی چیست؟ چرا بد است؟ آیا هر جور تقسیم‌بندیِ جنسیتی بد است، یا اینکه برای بد بودنِ این طرحِ خاص دلیلی دارید؟ اگر این تبعیض معکوس بود هم اعتراض می‌کردید؟ (مثلاً اگر می‌گفتند که حدِ اقل شصت‌وپنج درصدِ ورودی‌های رشته‌های مهندسیِ هر دانشگاه باید مؤنث باشند.)
ممکن است اصولاً مخالفِ جداسازی باشید، نتیجه‌اش کم‌شدنِ سهمِ زنان باشد یا نباشد. من هم‌دل‌ام با این مخالفت (گرچه هم‌دلی‌ام نهایتاً ایدئولوژیک است، و شاید بر اثرِ دیدنِ دلیل‌هایی جامعه‌شناختی نظرم در بعضی موردها عوض بشود). اما به فرض هم که روزی دولت تصمیم بگیرد هر جور جداسازی را از بین ببرد، اجرا کردنِ این تصمیم احتمالاً خیلی طول می‌کشد. حالا سؤالْ این است: با توجه به وضعِ موجود، اگر دولت ببیند که مثلاً تعدادِ معلمانِ مذکرِ زیست‌شناسیِ دبیرستان‌ها خیلی کم است، آیا کارِ بدی است که برای مدتی سهمیه‌ی جنسیتی بگذارد برای بیشتر کردنِ ورودی‌های مذکرِ رشته‌های تربیتِ معلم؟ اگر به نظرت این کار بد است توضیح بده که چرا بد است. اگر این کار بد نیست اما سهمیه‌بندی‌ای که محلِ اعتراض است بد است، توضیح بده که موضوعِ اعتراض دقیقاً چیست.
— کاوه.
اعتراضِ من به این است كه چرا جلوی اتفاقِ طبیعی را می‌گیرند؟ آیا دلایلی برای این كار دارند؟ و اصولاً با سهمیه‌بندی‌ای از این قبیل از هر دو سو موافق نیستم، مگر كسی قانع‌ام كند كه لازم است.
تو فرض كرده‌ای دولت دیده است كه كمبودی در جایی دارد و تنها راه‌اش این است كه این كار را بكند. اگر این‌طور است پس چرا همین را اعلام نمی‌كنند. بگویند كه ما سالانه ایكس تعداد پزشك مرد احتیاج داریم و باید هر سال همین‌قدر فارغ‌التحصیل داشته باشیم و هیچ كاری هم نمی‌شود كرد جز سهمیه‌بندی. دست‌كم بگویند در پنج سال گذشته كه برای رشته‌های پزشكی و دندانپزشكی و داروسازی این سهمیه‌بندی اعمال می‌شده، آیا به هدفی كه گذاشته بوده‌اند رسیده‌اند؟ آیا آمارِ پسرانی كه روزبه‌روز تركِ تحصیل می‌كنند در این رشته‌ها اعلام می‌شود؟ آیا در بازار كار تغییری ایجاد شده است؟
این‌ها را من نباید اثبات كنم، كسی كه در جریانِ طبیعی و برابر دست می‌برد باید بگوید. باید برای سیاست‌گذاری‌هاش دلیل داشته باشد. دارد؟ آیا تا پیش از این كه پذیرفته‌شدگان دختر از پنجاه درصد بیشتر شود، نگرانِ كم بودنِ تعدادِ زنان در بعضی رشته‌ها (مثلاً معلم زیست‌شناسی زن) بوده‌اند؟ نتیجه‌اش هم (به تجربه‌ی شخصی) این بوده كه معلم مرد به دختران درس می‌داده و اتفاقی هم نمی‌افتاده. آیا نباید هیچ‌وقت معلمِ زن به پسران درس بدهد؟ این ناهنجاری است و باید رفع شود؟ چرا؟ مخالفتِ من همیشگی نیست. شاید اگر دلیل بیاورند و قانع‌ام كنند، راضی شوم. اغلب روی هوا، بدونِ آمار، و بدونِ بررسی بازارِ كار حرف می‌زنند، تصمیم می‌گیرند، و عمل می‌كنند. به خبرنگاران هم جوابِ این سؤال‌ها را نمی‌دهند…
پرستو.
پی‌نوشت:
هنوز نرسیده‌ام سرِ فرصت نظرها را بخوانم و دسته‌بندی کنم. البته حرف‌های خودم هم هم‌چونان مانده. امیدوارم به‌زودی فرصتی شود. فعلاً بگویم که برای پی گیریِ بحث جز کامنت‌ها می‌توانید این نوشته‌ی پنگوئن (در مخالفت با اعتراض) و این مطلب از ساعت‌ها را هم بخوانید.

بس است كه بس است*

تا جایی كه بودم و سخنرانی‌های دودقیقه‌ای زنان را در میدان ترافالگار (میدانِ معروفِ تجمع‌های سیاسی در لندن، به‌خصوص اخیراً تجمع‌های ضدجنگ) شنیدم، تقریباً همه‌ی سخنران‌ها عالی بودند: بلد بودند با جمله‌ای هیجانی شروع كنند، نكته‌هاشان را سریع و واضح و صریح بگویند، مخاطبان را درگیر كنند، و بعد هم با یك یا دو جمله‌ی هیجانی حرف‌شان را تمام كنند. گاهی حتی با یك شعار كه جمعیت تكرار كند.

trafalgar01.jpg

trafalgar02.jpg

trafalgar04.jpg


راه‌پیمایی‌كنندگان و سخنرانان از گروه‌ها و انجمن‌های مختلف بودند: رنگارنگ و با طرز فكرهای مختلف و گاه متضاد. موضوعِ مشتركی كه همه را كشانده بود به برنامه‌ی دیروز اعتراض به “خشونت علیه زنان” بود و جشن گرفتنِ روز جهانی زن. جشن بود چون همه به روی هم لبخند می‌زدند و همدیگر را می‌بوسیدند و آغوشی و تبریكی. فضای قشنگی بود در هوای بارانی (و به نظرِ من بسیار باطراوتِ) لندن.
trafalgar05.jpg

trafalgar06.jpg

trafalgar07.jpg


موضوع‌های مطرح‌شده در سخنرانی‌ها؟ از درخواست حق سقط جنین گرفته تا عدالت برای زنانِ مهاجرِ كارگر در خانه‌ها؛ از درخواستِ قوانین شدیدتر علیه تجاوزهای جنسی و خشونت‌های كلامی و روانی علیه زنان تا متوقف كردن سنتِ ختنه‌ی زنان؛ و…
trafalgar08.jpg

trafalgar09.jpg

trafalgar13.jpg


جز حرف‌ها، آن‌چه كه برنامه‌ی دیروز را به چشمِ من متفاوت می‌كرد قدرتِ اجرا بود. همین‌كه زنانی هستند كه در رسانه‌های این‌جا (حتی رسانه‌هایی كه شهره‌اند به سطحی و ضدزن بودن) مجری‌اند، بلد هستند كه چطور خوب و جذاب حرف بزنند، چطور هیجان بدهند به جمعیت و غیره، باعث می‌شود كه به قولِ معروف “این‌كاره” باشند. و از میانِ این همه “این‌كاره” به هر حال چند تایی فمینیست هم از آب درمی‌آیند كه برنامه‌ی روز جهانی زن را اجرا كنند. اهمیت این موضوع به نظرم برای زنان در كشورهایی كه حضور در فضاهای عمومی ندارند، یا حضورشان كم است كاملاً واضح است. همان‌طور كه دیروز هم زنی خانه‌دار از اهالی انگلستان كه قربانی خشونت خانگی بود ایستاد پشت میكروفون كه قصه‌اش را بگوید، آن‌قدر هــُل شد كه از زنانِ مهاجر هم بدتر و پرغلط‌ تر حرف زد. و نكته‌ی دیگر حضورِ حتمی یك نفر كنار هر سخنران بود كه حرف‌ها را برای ناشنوایانِ حاضر در جمع فهمیدنی كند.
trafalgar10.jpg

trafalgar11.jpg


راستی چند بار شد كه مجریان برنامه پشتِ میكروفون از پلیس خواستند كه كاری براشان انجام دهد. و پلیس هم گوش به‌زنگ بود… مثلاً این‌كه “از پلیس می‌خواهیم كه سریعاً خودش را برساند به پشتِ صفحه‌ی بزرگِ نمایش، درگیری كوچكی اتفاق افتاده.” و پلیس سه‌سوته اطاعتِ امر می‌كرد. خیلی حسودی كردم…
trafalgar12.jpg

*یكی از شعارهای اصلی در اعتراض به خشونت علیه زنان این بود: enough is enough
پی‌نوشت: برای دیدنِ پیشنهادهای بهتر در ترجمه‌ی این شعار کامنت‌ها را ببینید.