نگارش در مطبوعات – 7

خود را از تنگ و تا نينداختن
1. به‌رغم ضعف جسمانی خود (پيری) به هر ترتيبی که باشد خود را سر پا نگه داشتن و از تلاش و کوشش باز ننشستن.
2. از رو نرفتن و شکست خود را نپذيرفتن و از تلاش مذبوحانه دست نکشيدن.
کتاب کوچه، جلد سوم، حرف الف، دفتر دوم، احمد شاملو با همکاری آيدا سرکيسيان.
راستش تا حالا فکر می‌کردم «تک و تا» درست است.

نگارش در مطبوعات – 5

خيلی وقت است بحث درست‌نويسی در مطبوعات را پی‌نگرفته‌ام.
«کنکاش» به اشتباه به معنای جست‌وجو در مطبوعات ما به کار می‌رود اما معنی درست کنکاش، شور و مشورت است. يادم است يکی از استادهايم سر کلاس می‌گفت، زمانی که مجلس ملی برای اولين بار تشکيل شد، قرار بود اسمش را بگذارند «کنکاشستان» به معنی محلی برای شور.
راستی به راهنمايی چرک‌نويس، وبلاگ مهران بهروزفغانی را ديده‌ام که اشتباه‌های رسانه‌ها را گوشزد می‌کند و فکر می‌کنم اين نوشته‌های من هم‌هدف با کاری است که او در وبلاگش می‌کند.

نگارش در مطبوعات – 4

«عدم» از آن کلمه‌هايی است که در مطبوعات ما زياد استفاده می‌شود. استفاده از «عدم» در مقابل «وجود» درست است اما بعضی وقت‌ها، که زياد هم اتفاق می‌افتد، عبارت‌های عجيب و غريبی با «عدم» ساخته می‌شود که اگر دقت کنيم، حسابی خنده‌دارند. می‌نويسند: «عدم وجود ماليات موجب می‌شود…» که عبارت اشتباهی است. منظور همان «عدم تخصيص ماليات» است يا «وجود نداشتن ماليات».
گاهی هم از اين کلمه برای مصدرسازی استفاده می‌شود، که بهتر است نشود. مثلا می‌نويسيم: «عدم پرداخت به‌موقع…» که می‌شود روان‌تر نوشت: «پرداخت نکردن به‌موقع…».

نگارش در مطبوعات – 3

در زبان فارسی، «کليه»، به يکی از اعضای داخلی بدن گفته می‌شود اما گاهی –که اين گاهی، زياد اتفاق می‌افتد- به جای کلمه‌های «همه» و «تمام» به کار می‌رود که درست نيست.
در وب‌سايت‌ها، مخصوصا، زياد ديده‌ام که می‌نويسند: «کليه حقوق سايت متعلق است به…» شايد بهتر باشد اين جمله را اين‌طوری بنويسيم: «همه‌ی حقوق سايت به … تعلق دارد.» هم روان‌تر است و هم به نظرم زيباتر.
ادامه:
واقعا نمی‌دانم چطور بگويم که نوشته‌هايم با عنوان «نگارش در مطبوعات» مربوط می‌شود به فن ويرايش. اين‌جا بحث درست يا اشتباه بودن را نمی‌کنم. قصدم اين است از زبان بهتر و پاکيزه‌تری استفاده کنيم. دوستان می‌گويند کليه در فرهنگ معين به معنای همه آمده است. بابا من که نگفتم در فرهنگ نيامده است! گفتم زيباتر و روان‌تر آن است که –به نظر من و تعدادی از ويراستارانی که از آن‌ها آموخته‌ام- به جای کليه بنويسيم همه. اگر کسی اصرار دارد بر نوشتن کليه، بنويسد، اشتباه نيست. پس‌فردا نگوييد پرستو برای خودش فرهنگستان راه انداخته است!
اگر فکر می‌کنيد اين نکته‌ها لازم نيست و زيادی است و دوستان را به اشتباه می‌اندازد، ديگر نمی‌نويسم. قصدم اين بود چيزی را که ياد گرفته‌ام اين‌جا هم بگذارم. از زبان طنز هم ديگر استفاده نمی‌کنم. فکر می‌کردم جذاب‌تر است.

نگارش در مطبوعات – 2

معمولا کم‌ارزش‌ترين حرف، حرف اول است و مهم‌ترين حرف، حرف آخر. نمی‌دانم از کجا اين حرف اول، بار ارزشی مثبت پيدا کرده است.
می‌نويسند:«رضازاده در وزنه‌برداری حرف اول را می‌زند.» و يعنی اين‌که اثر چندان مهمی ندارد. در حالی‌که منظور نويسنده احتمالا تاکيد بر اهميت و تاثيرگذاری رضازاده بوده است. اين اصطلاح مخصوصا بين ورزشی‌نويسان رواج دارد و گاهی به نوشته‌های حوزه‌های سياسی و اجتماعی هم وارد شده است. شايد درست‌تر آن باشد که از اين اصطلاح استفاده نشود.

نگارش در مطبوعات – 1

تصميم دارم هر چند وقت يک‌بار نکته‌هايی را که در نگارش مطبوعاتی به نظرم می‌رسد، اين‌جا به بحث بگذارم. فکر می‌کنم در شتاب کار خبری، زياد اشتباه می‌کنيم که اگر تمرين و توجه کافی داشته باشيم، می‌شود کم‌تر خطا کرد. تابستانی که گذشت از هومن عباسپور، يکی از ويراستارهای خوب، در مجله زنان در اين‌باره چيزهايی ياد گرفته‌ام و البته اين فراتر از چيزهايی بود که طی 6 سال گذشته از سخت‌گيری‌های ويراستارهای مجله آموخته‌ام.
هيچ نظمی برای نوشته‌هايم در نظر نگرفته‌ام (قرار نيست کلاس باشد که) و به مرور نکته‌هايی را که آزارم می‌دهد، می‌نويسم. اميدوارم اشتباه‌هايم را تصحيح کنيد.
«لازم به توضيح است»، «لازم به ذکر است»، «گفتنی است» و…
دوستان خوب روزنامه‌نگار فکر نمی‌کنيد آوردن اين عبارت‌ها در خبرها علاوه بر تکراری بودن، زايد هم هست؟ قطعا مطلبی که داريد می‌نويسيد «گفتنی» بوده نه خوردنی! و حتما بايد نوشته می‌شده پس «لازم به ذکر» بوده و اگر توضيحی نوشته‌ايد حتما بايد می‌نوشتيد.
اين عبارت‌ها معمولا در «خبر سخت» آورده می‌شوند. شايد بهتر باشد به کار نبريم‌شان.