انجمن جامعه‌شناسي ايران (كه يك

انجمن جامعه‌شناسي ايران (كه يك سازمان غيردولتي است)نخستين «همايش ملي آسيب‌هاي اجتماعي در ايران » را از 11 تا 13 خرداد در تهران برگزار كرد .
در اين همايش آمار عجيبي از وضعيت زنان روسپي ارايه شد و به دليل اهميت اين آمار است كه بعد از گذشت يك هفته از پايان اين همايش گزارشش را در بلاگ مي‌نويسم.روسپيگري يكي از 9 محور اين همايش بود كه 3 سخنران درباره‌اش سخنراني كردند.دكتر شهين عليايي‌زند استاد دانشگاه علامه طباطبايي بر‌پايه تحقيقي سخن گفت كه جامعه آماري آن 147 زن روسپي بودند:«بر اساس يافته‌هاي اين تحقيق 60 درصد از زنان روسپي بين 13 تا 20 سالگي يعني در دوران نوجواني قدم در اين راه بي‌بازگشت مي‌گذارند و دو سوم از اين زنان يا قبل و يا پس از ورود به دنياي روسپيگري معتاد مي‌شوند .»در اين مطالعه روسپيان معتاد درآمد زياد روسپيگري را علت اصلي ماندن در اين حرفه اعلام كرده‌ و كساني كه معتاد نبودند ترس از تنهايي محروميت از محبت و پذيرفته نشدن اجتماعي به‌ويژه از جانب همجنسان خود را مطرح كرده‌اند.بنا بر اين تحقيق :«22.5% زنان روسپي در دوران كودكي مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفته‌اند و مهم‌تر اين‌كه در 11.5% آنها نزديك‌ترين و محرم‌ترين افراد يعني پدر برادر و دايي اين عمل را انجام داده‌اند.» به گفته عليايي‌زند 2% از روسپيان از مراكز بهزيستي وارد اجتماع شده‌اند«كه اين نشان‌گر يك فاجعه بزرگ است.» … (ادامه دارد)
راستي من نمي‌دونم كه اگه با يه زن روسپي برخورد كنم چه واكنشي نشون مي‌دم . اگه بخوام مطابق با فرهنگ عمومي جامعه رفتار كنم كه …اگه هم بخوام به همچين كسي نزديك بشم … من كه ممدكار اجتماعي نيستم ! ولي به هر حال يه كاري بايد كرد. نه؟

بيشتر آدمها واژه فمينيسم را

بيشتر آدمها واژه فمينيسم را حتي براي يك‌بار هم كه شده شنيده‌اند اما اكثرا تعريفي سطحي و غيرواقعي از آن دارند.شايد به دليل همين تعريف سطحي متداول است كه
بسياري از زنان فعال سعي دارند صفت فمينيست را كه پشت اسمشان قرار دارد انكار كنند.به گفته صاحب‌نظرها فمينيسم پيش از آنكه روش باشد مجموعه‌اي از سؤال‌هاي
گوناگون و مهم است. اينكه چرا زن 3 هزار سال يا بيشتر از حقوق فردي و اجتماعي محروم مانده ؟ حقوق زن چيست؟ نقش زن در اجتماع چيست و چه‌كسي آن را
تعيين مي‌كند؟ مفهوم «زن » چيست؟و… شايد به دليل ماهيت پرسشي فمينيسم باشد كه امروزه فمينيسم‌هاي گوناگون وجود دارد.چرا كه پاسخ‌هاي افراد به اين
مجموعه سؤال‌ها گاه بسيار متفاوت هستند.وجود فمينيسم آفريقايي-امريكايي فمينيسم ماركسيستي فمينيسم قومي و … نشان‌دهنده همين موضوع است.
اما در ايران نيز مانند جاهاي ديگر همان سؤال‌هاي فمينيسم مطرح است.زنان ايران طي اين همه سال كجا بوده و چه مي‌كرده‌اند؟ هيچ پاسخي براي اين سؤال وجود ندارد و
فمينيست‌ها به دنبال پاسخگويي به چنين سؤالاتي هستند . مشكل اصلي فمينيسم در ايران شايد اين باشد كه اصولا با فمينيسم افراطي برابر دانسته مي‌شود.نمي‌توان منكروجود فمينيسم افراطي شد اما بايد به اين نكته هم توجه داشت كه در تمامي حوزه‌هاي علوم انساني نظريه‌هاي افراطي وجود دارد و اين موضوع مخصوص به فمينيسم
نيست.فمينيسم با انگ ضد مرد بودن مواجه است و اين موضوع اصلا عجيب نيست چراكه فمينيسم با وجود داشتن هرگونه هرم قدرت مخالف است و كساني هم كه بر سر
قدرت هستند همگي مردند.فمينيسم حذف نظام پدرسالار-كه موجب به وجود آمدن هرم قدرت شده‌است- را مي‌خواهد و نه حذف مردان را.
بعد از اينكه اتفاقي اينجا را خواندم يادم افتاد كه در وبلاگستان آنچه را كه در طي چند سال از مجله «زنان» ياد گرفتم تكرار كنم. مجله‌اي با يازده سال سابقه انتشار كه
متاسفانه هنوز سايت ندارد.

دفتر«مركز فرهنگي زنان»از 12 خرداد

دفتر«مركز فرهنگي زنان»از 12 خرداد پلمپ شده‌.به همين راحتي !ظاهرا بعد از شكايت مؤسسه‌اي به اداره اماكن از اين مركز به‌خاطر چاپ عكس فروغ فرخزاد
دستور پلمپ صادر شده .شكايت شده كه چرا عكس فروغ فرخزاد در سالنماي ديواري كه «مركز فرهنگي زنان» چاپ كرده بي‌حجابه؟ طفلك فروغ فرخزاد ! بايد
وقتي 1345 از دنيا رفت فكر مي‌كرد كه شايد انقلابي بشه و چند تا عكس با‌حجاب در حالت‌هاي مختلف هم مي‌گرفت!طفلك «مركز فرهنگي زنان» كه يه تشكل فرهنگي
غيردولتي و فعاله . طفلك زنان ايران كه حتي خبر پلمپ شدن اين مركز براي روزنامه‌هاي طرفدار اصلاحات هم جذاب نبوده …

امروز از راديو پيام شنيدم

امروز از راديو پيام شنيدم بعد از دو قرن اولين مجسمه يك سرخپوست در امريكا نصب شده.اين خبر يعني اينكه در كشوري كه ادعاي آزادي داره تا امروز تبعيض نژادي وجود داشته.وجود داشتن تبعيض نژادي با آن مخالفت جانانه جهاني كه با اون مي‌شه دردناكه. اما دردناك‌تر از اون وجود تبعيض جنسيتي در همه‌جاي دنياست . تبعيضي كه نه‌تنها مخالفتي با اون نمي‌شه بلكه بيشتر كشورهاي دنيا به‌نوعي به وجودش دامن مي‌زنن. خبر از بين رفتن (يا حتي كمتر شدن ) تبعيض جنسيتي را چند سال ديگه در كشورمون مي‌شنويم؟ دو قرن؟ مباد !

چند وقت پيش يكي از

چند وقت پيش يكي از كلاسهاي دانشكده رو دودر كرديم و با بر و بچه‌ها رفتيم ديزي‌سراي آقابزرگ در ميدان وليعصر.شنيده
بوديم جاي جالبيه و به‌جز ديزي كافه‌گلاسه و قليون هم داره! هنوز ننشسته بوديم كه يكي از آقايون گارسن جلو اومد
:«خانم‌ها شؤونات (!) اسلامي رو رعايت كنيد.» يكي از بچه‌ها گفت كه بريم جاي ديگه ولي بقيه مخالفت كردن
.تو جمع 10 نفرهً ما اعتماد به نفس چيز غريبي نيست !اون طرف‌تر يه زوج جوان نشسته بودن و آروم آروم با هم حرف
مي‌زدن.يه گروه آقاي ميانسال هم دور ميز ديگه‌اي نشسته بودن و هر از چندي صداي خندشون بالا مي‌رفت. مي‌شد حدس
زد دارن جوك تعريف مي‌كنن.كيفيت جوك‌ها رو هم كه در يه جمع مردونه شنيديم خيلي …است.ما هم كه از همون اول
مشغول شوخي و خنده بوديم .مدام چشم‌غره و غرولند نثارمون مي‌شد و تنها گروهي بوديم كه از نظر كاركنان رستوران
شؤونات اسلامي(اصلا اين شؤونات اسلامي چي‌چي هست؟ )رو رعايت نمي‌كرديم.انصافا سر و صدامون زياد بود ولي نه بيشتر از اون آقاها.موقع سفارش دادن باز گارسن درآمد كه :«زشته دخترها تو سن شما اينقدر سر و صدا كنن.از اينجا كه بيرون بريد مزاحمتون مي‌شن …»چند تا جملهً ديگه هم گفت كه الان يادم نيست.ديگه موضوع جدي شد .گفتيم
مي‌خواهيم با مدير اونجا صحبت كنيم:«اين حق ماست كه اينجا بگيم و بخنديم.تازه اگه درست حساب كنيد بايد صداي ما از
صداي آقايوني كه اينجا هستن بلندتر باشه.چون هم تعدادمون بيشتره و هم جوون‌تر و پرانرژي‌تر هستيم .تازه بر فرض كه
كارمون اشتباه باشه گارسن شما كه نبايد با اين لحن با ما حرف بزنه.بعد هم كي گفته شما مسؤول اين هستيد كه كسي مزاحم ما
مي‌شه يا نه …» براي آقاي مدير قبول كردنش سخت بود ولي به هر حال بعد از يه گفت‌وگوي كوتاه راضي شد.گرچه
اون روز ديگه دل و دماغي براي شادي و شيطنت باقي نموند اما فكر كنم اگه بار ديگه بريم اونجا هم ما بيشتر مراعات كنيم و
هم اونا بهتر برخورد كنن.ما بايد براي شادي كردنمون هم ديگران رو متقاعد كنيم !ولي عيب نداره يواش يواش درست
مي‌شه .اين يكي از اتفاقهايي بود كه شايد منجر به زياد شدن تعداد دختران ناراضي از جنسيتشون بشه.

حالا چرا زن نوشت؟ چرا

حالا چرا زن نوشت؟ چرا كه نه ! به نظرم دنيا از ديد زنها يه چيزه و از ديد مردها يه چيز ديگه . ظاهرا زنها فرصت
اينكه ديدشون رو ثبت كنن نداشتن و اون دسته از زنهايي هم كه چيزي ثبت كرده‌اند بيشتر ديد مردانه رو انتخاب كرده‌اند
. فروغ فرخزاد و از جديدترها گراناز موسوي در اين نظريه جزء استثناها هستند .اينها رو صاحب‌نظرهاي فمينيسم
مي‌گن نه من ! اين صاحب‌نظرها البته با دنياي وبلاگ‌نويسي آشنا نيستن كه اگه آشنا بودن ٬ تا حالا يه تجديد نظري در
حرفاشون مي‌كردن .شايد وبلاگ‌هاي خورشيدخانوم ندا و … رو بشه به نوعي زن‌نوشت به حساب آورد و …
من قصد ندارم نوشتنم رو با اين سبك ادامه بدم . اينها رو نوشتم چون فكر مي‌كردم بايد بنويسمشون .از اين به بعد براي
نوشتنم بايد و نبايد رو دور مي‌ريزم .