دشواریِ قضاوت

از وقتی که فیلمِ مستندِ Capturing the Friedmans را دیده‌ام، گاهی شب‌ها خواب می‌بینم که دارم پروندهٔ آرنولد و جسی فریدمن را در مورد سوءاستفادهٔ جنسی از کودکان بررسی می‌کنم. و بعد ماجرای فیلمِ دانمارکیِ The Hunt در خواب برایم مرور می‌شود..
کارگردانِ این فیلمِ مستند پس از اکران فیلمش در جشنوارهٔ ساندنس گفته است که هنوز نمی‌داند آیا فریدمن‌ها مجرم بوده‌اند یا نه. از ویژگی‌های خوبِ فیلمش همین است که تا آخر بیننده هم نمی‌تواند قضاوت کند. ما هم همگام با کارگردان نکات پنهان پروندهٔ فریدمن‌ها را بررسی می‌کنیم و بدون آن‌که به جواب مشخصی برسیم، فرضیه‌پردازی می‌کنیم.
موضوعِ فیلم بسیار آزارنده است. بیننده با خانواده‌ای مواجه می‌شود که ظاهراً شاد و سالم است اما نیمهٔ تاریکِ ماه در روزِ شکرگزاریِ سال ۱۹۸۷ روشن می‌شود: پلیس به خانهٔ فریدمن‌ها می‌ریزد و تعداد زیادی مجلهٔ پورنوگرافی کودکان را از زیرزمینِ خانه کشف می‌کند.
آرنولد فریدمن معلمِ شناخته‌شده‌ای است که سال‌ها در زیرزمینِ خانه‌اش کلاس‌های نیمه‌خصوصی کامپیوتر برای بچه‌ها داشته است. پلیس با این فرضیه که لابد او از بچه‌های کلاسش سوءاستفاده می‌کرده، تحقیقاتش را شروع می‌کند و در نهایت او و پسرِ ۱۸ساله‌اش، جسی، در دادگاه محکوم به سوءاستفاده از ده‌ها دانش‌آموز می‌شوند.
فیلمْ پرونده را از طریقِ گفت‌وگو با جسی، دیوید، و الن فریدمن؛ دو نفر از دانش‌آموزانِ سابق؛ وکیلِ جسی؛ و تعدادی از کارکنان پلیس و دادستانیِ وقت بازگشایی می‌کند و با این‌که هیچ‌کدام از مصاحبه‌شونده‌ها آدم را قانع نمی‌کنند، موارد شک‌برانگیز بیرون می‌زند: آیا پلیس در بازجویی‌های خود از کودکان درست رفتار کرده یا ممکن است حرف توی دهانِ بچه‌ها گذاشته باشد؟ آيا با رسانه‌ای شدنِ ماجرا قاضی و هیأت منصفه می‌توانسته‌اند فارغ از انتظارات افکار عمومی قضاوت کنند؟ چرا هیچ‌کدام از بچه‌ها تا پیش از تحقیقات پلیس چیزی نگفته بودند یا اعلام نارضایتی نکرده بودند؟ آیا صرفِ اعتراف کردنِ متهمان با توجه به فشارها و مصلحت‌اندیشی‌های دوران بازداشت می‌تواند برای اثباتِ جرم کافی باشد؟ و بسیاری نکات نامشخصِ دیگر.
دیدنِ این فیلمِ مستند را پیشنهاد می‌کنم.